معجزشان ترسى پديد نمىآيد .
خواهيم گفت : هنگامى كه روا بدانيم كسىكه معجز به دستش آشكار مىشود ، امام يا شخص نيكوكارى باشد ، همان ترس از ميان نمىرود ؛ آنچنان كه اگر روا بدانيم به دست كسى كه خردش تباه گرديده ، و دروغ مىگويد ، معجزى پديد آيد ، پيش از آن كه در آن بنگريم ، مىشود بگوئيم ، بايد در آن نگريست .
بالاتر از آن ، كسى كه مىگويد ، پيمبر هستم ، از اين بيرون نيست كه يا راست مىگويد ، و يا دروغگو مىباشد ، پس اگر راستگو باشد ، بايد در معجزش نگريست ، و او هم بايد معجزش را پديد آورد ؛ و چنانچه دروغگو باشد ، روا نيست معجزش را آشكار كند ؛ پس به هرگونه باشد ، بايد در آن معجز نگريست ، و كسى كه مىگويد پيمبر هستم و معجز آشكار مىكند روا نيست راستگو باشد و پيمبر نباشد ، بلكه امام يا يكى از نيكوكاران باشد .
اما كسى كه مىگويد ، امام هستم ، براى ما در آگاه شدن به امام بودنش نيكىهائى براى دينمان هست ، و اگر او را نشناسيم بسا باشد ، كار بدان بكشد ، كه بسيارى از دانستنىهاى شرعى را كه جز او كسى نمىداند ، بدان آگاه نگرديم .
پس در اين كه بايد ، در معجزش نگريست ، به مانند پيمبر خواهد بود .
اما كسى كه مىگويد : نيكوكار هستم و جز نيكى ، كارى از من سر نمىزند ، او هم ، يا راستگو مىباشد ، و يا دروغپرداز است ؛ اگر راستگو باشد ، و يا دروغپرداز است ؛ اگر راستگو باشد ، نمىشود پيمبر ، و يا امام باشد ؛ پس چنين نيست كه بايد در معجزش بنگريم ؛ و ما به خواست خودمان مىتوانيم ، در آن بنگريم يا ننگريم ؛ پس رميدن از نگريستن در معجز پيمبران ، به هرگونه باشد ، حاصل نمىشود .
پس اگر بگويند : بنابراين بايد ، بپذيريد ، كه آشكار شدن معجز به دست كافران و گنهكاران و فالگويان هم ، اگر در آنچه مىگويند راستگو باشند ، روا مىباشد .
خواهيم گفت : اين را روا نمىداريم ؛ زيرا پيش ما معجز ، بالاتر از اين كه
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 701
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٧٠١