نيز فرا مىگيرد ؛ پس اگر بخواهد به زبان آورد مىتواند . و چنانچه به ويژه ، يكى از معجزهها را نشانى براى راستگو بودنش خواستار شود ، نيز روا مىباشد ، و چنانچه معجزهء ويژهاى را خواستار نشود ، و سخن را به اين كوتاه كند كه بگويد پيمبر هستم ، نيز بس است . پس اگر خداوند برتر از همه ، راستگو بودنش را با نماياندن معجزهاى آشكار كند ، او راستگو مىباشد ، و انجام شدن اين معجزه به جاى آن مىايستد ، كه پس از خواستار شدن او باشد .
پس اگر بگويند : در سخنان شما گذشت كه گفتيد ، جز پيمبران - بر ايشان درود بادا - ديگرى هم رواست معجزه از خود نشان بدهد ، پس چه دليلى بر اين سخن داريد .
خواهيم گفت : دليلى كه مىرساند ، رواست به دست امامان - بر ايشان درود بادا - و به دست بسيارى از نيكوكاران و بويژه كسانى كه پيامآور از امامان براى ما هستند ، معجزهاى آشكار شود ، اين است كه نمايان شدن معجز راست بودن سخنى را مىرساند ، كه برابر با آن معجزه است . پس اگر او بگويد پيمبر هستم ، پيمبر بودنش را مىرساند ، و اگر او بگويد امام هستم يا نيكوكارم ، معجزه ، راست بودن همان چيزى را كه او مىگويد ، مىرساند . و ناگزير از آن است ، كه او آشكار و يا پيچيده بگويد اين معجز من است .
و نيز در روا بودن اين كه ديگرى هم ، به جز پيمبر ، معجز كند ، هيچ روئى از روىهاى بدى نيست . و از كارهائى است كه خداوند مىتواند آن را انجام بدهد ؛ پس بايد روا باشد ؛ زيرا نه دروغ است ، نه ستم كردن است ، نه تبهكارى است و نه هيچ يك از روىهاى بدى به آن ويژگى دارد و كسىكه مىگويد روئى از بدى در آن هست ، بايد دليل بياورد ، و چون روا بودنش ثابت گرديد ، پس مىشود پيش بيايد كه در آشكار شدن معجز به دست ديگرى جز پيمبران ، نيكى و يا سود باشد .
پس بايد آشكار كردنش خوب باشد ، و اين دليل از باور كردن اين كه بد باشد ، جلوگيرى مىكند .
پس اگر بگويند : معجز از اينرو ، پيمبرى را مىرساند ، كه دليلى آشكار بر آن است ، و دليلهاى ديگر به مانند آن ، آشكار نيستند ، و آشكار بودنش براى اين است
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 697
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٩٧