تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
و حال آن‌كه انديشيدن پديدآورندهء دانستن است ، و در اين اثر مىكند كه باور كردن از روى دانستن باشد ، و با اين همه انديشيدن پيش از دانستن است و همزمان با آن نمىباشد . خواهيم گفت : اراده كردن از اين لحاظ بايد همزمان با كار باشد كه در آن اثر مىكند ، و اگر با تمام كار همزمان نباشد ، بايد با نخستين جزء ، از آن همزمان باشد ، مانند آگاه گردانيدن ، و فرمان دادن ؛ زيرا سخن گفتن بر روىهاى گوناگون مىشود سر بزند ، و چون به پاره‌ى از آن روىها ويژگى مىيابد ، بايد اين ويژگى يافتن به روى معين ، به واسطهء اراده كردن باشد ، و اراده كردن بايد همزمان با سخن گفتن باشد ؛ اما دانستن كه از انديشيدن پديد مىآيد اين‌گونه نيست ؛ زيرا با از پيش انديشيدن نمىشود كه باور كردن چيزى جز دانستن باشد ، و با يكسان بودن چگونگىها نمىشود كه باور كردن به جاى دانستن چيز ديگرى سر بزند ؛ و دانستن در اين‌كه براى استوار بودنش به چيزى نياز ندارد كه همزمان با آن باشد به مانند كارهاى استوار ديگرى است كه از سببى به وجود مىآيند ؛ زيرا آنچه در پديد آمدن آن كارها مؤثر است با آنها همزمان مىباشد ؛ براى اين‌كه با موجود شدن سبب ، مسبب نيز در حكم موجود بودن است . و چون دانستن با كارهاى استوار ديگرى كه از سببى پديد مىآيند يكسان است ، بايد انجام يافتن كار استوارى كه بدون سبب آغاز مىشود همزمان با چيزى باشد كه در استوار بودنش اثر دارد ، و آن دانا بودن است ؛ اما همزمان بودن دانائى ، با انجام يافتن كارى كه به توسط كار ديگر سرمىزند ، لازم نيست ، هرچند كه آن كار استوار باشد . و نيز شدنى مىباشد ، آنچه در اين اثر مىكند كه باور كردن از روى دانستن باشد ، اين است كه شخص انديشه‌كننده بر آن روئى از دليل كه درست بودن چيزى را مىرساند دانا باشد ، با اين شرط كه انديشيدن پيش از دانستن ، وجود پيدا كرده باشد ، و مىشود كه شرط در پاره‌اى از حكمها پيش از حكم موجود شده باشد . آيا نمىبينى كسى كه كار بد انجام مىدهد به آن سزاوار نكوهش يافتن نمىشود ، مگر كه پيش از انجام دادنش به بدى آن دانا باشد ، يا انديشمند باشد و