و پيش كسى كه مىگويد توانائى ماندگار است ، تا زمانى كه ماندگار باشد ، در همه وقت به كارهائى كه بر آن توانائى هست وابستگى دارد ؛ اما كسى كه مىگويد ، توانائى نمىشود ماندگار باشد ، او بر آن است كه نمىشود به كارها وابستگى داشته باشد ؛ براى اينكه لحظهء دوم نيست مىشود ، و به فرض اينكه بماند ، همه وقت مىشود با آن كار انجام داد ؛ و براى همين است كه شخص توانا ، تا آن توانائى بر جاى باشد ، مىشود با آن كار انجام بدهد ؛ پس از اين جهت نيز كارهائى كه با توانائى انجام شدنى مىباشد بدون شمار است .
و نيز توانائى به اندازهء بىپايان از انواع گوناگون كارها وابستگى دارد ، چه كارهاى دلها باشد ، مانند گرويدنها و اراده كردنها ، و يا كار اندامها باشد .
پس انواع كارهاى توانستنى ، شماره دارد ، و توانائى به همهء آنها وابستگى مىيابد ، و اين در صورتى است كه نوع كارها گوناگون باشد ، اما اگر كارهاى اندامها ضد يكديگر باشند ، توانائى به بينهايت از آن وابستگى مىيابد ، از اين راه كه يكى را به جاى ديگرها برگزينند ، براى اينكه گرد آوردن آنها با هم نشدنى است .
اما كارهاى همانند اندامها ، نيز پايان ندارند ، چيزى كه هست هرگاه جاى و هنگام و نوع كار ، يكى باشد ، به بيش از يك پاره از آنها وابستگى پيدا نمىكند .
و اينكه گفتيم به بيش از يك پاره از كار وابستگى پيدا نمىكند ، براى آن است كه اگر به بيش از يك پاره از كار درگذرد ، كارهاى انجامشدنى با آن توانائى از شمار بيرون خواهد شد ؛ همچنان كه چون به كارها در زمانها و مكانها و به چيزهاى ناهمانند وابستگى مىيابد ، از اين روىها ، به بيش از شمار وابستگى دارد براى اين كه هرچيزى به يكايك چيزهاى ديگر وابستگى يابد ، هرگاه به بيش از يك پاره از كار وابستگى يابد ، مىشود به چيزهاى بىپايان ، وابستگى داشته باشد ، مانند توانائى و شهوت ، و اگر با شمار باشد ، مانند دانستنها و اراده كردنها از يكى در نخواهد گذشت .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 309
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٣٠٩