تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
نوپديد هستند ، گذشت . گفتگو در اين كه زنده‌اند ، و براى باطل كردن زنده بودن آنها ، تكيه‌گاه شنيدنىها از شرع است ، و همهء مسلمانان برآنند كه ستارگان بىجانند ، و به فرمان هستند ، و كسى از مسلمانان غير اين را نمىگويد . گروهى براى ثابت كردن اين كه خورشيد بىجان است ، بر اين دليل تكيه كرده‌اند كه گرمى بىاندازه‌اى كه در آن است از زنده بودنش جلوگيرى مىكند ، زيرا زندگى نياز به ترىهاى مخصوصى دارد ، اما دليل نخست تكيه‌گاه است . گفتگو در اين كه ستارگان سزاوار پرستش نيستند ، از اين قرار است كه ، شايستگى پرستش در برابر بخشش‌هاى مخصوصى حاصل مىشود ، زيرا پرستش چگونگى سپاسگزارى است ، و سپاسگزارى پيرو بخشش‌ها مىباشد ، و سزاوار است بخشش‌ها به اندازه‌اى برسند ، كه بخشش هيچ بخشش‌گرى ، برابر با آن نباشد ، و بخشش او ريشه‌هاى بخششها باشد ، و بخشش هيچ بخشش‌گرى درست نشود ، مگر آن كه بخشش او بايد پيش از همهء بخشش‌ها باشد ، مانند آفريدن زندگى ، توانائى ، آرزومندى و خواهانى و چيزهاى ديگر . و چون ما دليل آورديم كه ستارگان بىجانند ، درست نيست كه آنها كار انجام بدهند ، زيرا درخور توانا بودن بر كار اين است كه چيزى زنده باشد ، و اگر بپذيريم كه ستارگان توانايند ، مىبايست ، به صفت توانائى كه زايد بر هستى آنها باشد ، بتوانند كار انجام بدهند ، زيرا ما آشكار كرديم كه نمىشود موجود نوپديد به خودى خود توانا باشد ، و كسى كه توانائى او به صفت توانائى و غير از هستى او باشد كارى انجام نمىدهد كه شايستهء پرستش گردد ، زيرا چنين كسى نمىتواند ، آرزومندىها ، و خواهانىها ، و توانائىها را بيافريند . علاوه بر آن ، توانائى هركس به صفت توانائى و غير از هستى او باشد ، درخور او نيست كه در ديگرى كارى انجام بدهد ، مگر اين كه او را مالش دهد ، يا چيزى را مالش دهد كه او را مالش مىدهد ، و ستارگان ما را مالش نمىدهند ، و چيزى هم در ميان ما و آنها نيست ، كه آن را مالش بدهند ، و اگر هوائى كه ميان ما و آنها هست
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 201 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى