فصل در اين كه خداوند برتر از همه چيز ، اين صفتها را به خودى خود دارا مىباشد .
ما ثابت كرديم ، كه خداوند برتر از همه چيز ، اين صفتها را بايد در گذشتههاى بلاآغاز دارا باشد ؛ و صفتى كه بايد براى موصوف خود ، وجود داشته باشد ، از اين كه صفتى جدا از وجود موصوف موجود باشد ، و سبب شود كه او موصوف به آن گردد بىنياز خواهد بود ؛ به اين دليل كه هر صفتى از علتى پديد آيد ، پس از آن كه وجود پيدا كند - از علت دوم بىنياز خواهد گرديد ؛ و براى اين بىنيازى ، هيچ دليلى نيست ، جز اين كه وجود و وجوب پيدا كرده است .
پس هر صفتى كه بايد براى موصوف خود وجود داشته باشد ، همين حكم را داشته ، و بايد بىنياز از علت باشد « 1 » .
و كسى نمىتواند بگويد : صفتى كه از علتى پديد آيد از اين رو از علت دوم
هامش
( 1 ) توضيح اين است كه محمولات ذاتى داراى دو خاصيت مىباشند : يكى اين كه علت وجودى ندارند و ديگر آن كه بين الثبوت مىباشند و نمىتوان آنها را از موصوف سلب كرد ، و خلاصه آن كه از واسطهء در ثبوت و واسطهء در اثبات از هردو بىنياز مىباشند و اگر دليل براى اثباتشان آورده شود از باب توضيح و تقريب به ذهن است .