تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
زيرا اگر او را بدانچه بايد وادار نكند ، زشت‌كار خواهد بود ؛ و همانا هرگاه خداى انسان را بدانچه بايد انجام دهد وادار كرده باشد . انديشيدن در راه شناسائى خودش را هم ناگزير بر او واجب گردانيده است تا بداند كه اين نخست چيزى است كه انجامش را ازو خواسته و بدان ناگزيرش كرده است ؛ و حال آن‌كه دانستن لزوم انديشيدن براى شناختن خدا ، آنچنان كه مىبينى ، بعد از شناختن خداوند است ؛ و همانا دانشمندان بزرگ آن را در آغاز نوشته‌هاى كوتاه خودشان آورده‌اند ، تا كه نوآموز را بدان آشنا گردانند ، و او را به كار انديشيدن برانگيزانند ، تا هرگاه خوب بينديشد و سپس درستيش را بداند برايش آشكار شود كه كار درست آنچنان است كه گفته شد ؛ و من به عادت جارى و بنابر آنچه در ذخيره و ملخص انجام گرديده ، در آغاز كتاب ، فصل كوتاهى مىآورم و پيش از شروع به گفتگو در اين كه انديشيدن بايد پيش از همهء كارها انجام گردد ؛ « نخست » حقيقت بايد انجام دادن و تفاوت آن را با كارهاى ديگر مىآورم ؛ سپس روشن مىكنم كه بايد انديشيد ، و بعد از آن آشكار مىگردانم : درستى اين را كه انديشيدن بايد پيش از همه كار باشد ، فرع بردانستن اين است : كه بايد انديشيد ؛ و از ميان همه سخنان چيزى را مىآورم كه از آن سود برده شود و پايان دادن همه گفتنىها را يكسو مىگذارم ، تا اگر خدا بخواهد به گفتگو در معارف برسيم : و خدا در كارهائى كه نزديك‌كنندهء به او باشد به رحمت خود يارىدهنده است .