تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مترجم 111

مساهمون:

صمقدمهء مترجم ١١١
چهارم - مجسمه ، كه چنانچه گذشت ، گروهى طرفدار فلسفهء روحى بودند و حقيقت خداوند را غير جسم و روح مىدانستند ، و مىگفتند ، او خودش را در شكل اجسام براى مردم ديدنى مىكند . پنجم - حلولىمسلكها كه پيش از اين نام برده شدند ، و آنان خداوند را روح ، يا نيروئى نفوذ يابنده ، در جسم يا در افراد مخصوصى از انسان‌ها مىدانند ، و او را در ضمن رؤيت جسم ديدنى مىشمردند . ششم - گروه اشاعره‌اند ، كه مىگويند خداوند جسم نيست ، و پيش چشم بيننده نمىآيد ، و تحريكى از او بر چشم وارد نمىشود ، اما به ادراك بصرى رؤيت شدنى مىباشد . اول ) دليل گروه معتزله ، بر ديده شدنى نبودن خداوند ، اين است كه ، تا چيزى جسم نباشد ، و در سوئى قرار نگرفته باشد ، و روبرو با چشم بيننده نشود ، و نورى از آن بر چشم منعكس نشود ، ديدنى نخواهد بود ؛ و پس از آن كه ثابت شد ، خداوند جسم نيست و در سوئى قرار نمىگيرد ، و جاى ندارد ، پس ديدنى نخواهد بود . دوم ) سنييان پيشين كه اهل توقف ، و ممتنع از اظهارنظر بودند مشتبهات از آيات قرآنى را به همان معنى عرفى مىپذيرفتند ، و از توضيح جزئيات و چگونگى آن ، خوددارى مىكردند ، و رأى ممتنع مىدادند . و از جمله آياتى كه مورد توجه آنان بود ، و از اين حكايت مىكند كه مردم محشر او را مىبينند ، اين آيه است :
« وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
« 1 »
»
در آن روز روىهاى تر و تازه‌اى و پرشگفتى ، هستند ، كه به سوى خداوند خودشان مىنگرند . سوم ) مشبهه كه حشويه نام داشتند مىگفتند ، آيات و احاديثى هست ، كه شكل و حركات جسمانى براى خداوند ، از آن‌ها ثابت مىشود ، و چون مرتبهء فكر و انديشهء آنان در سطح اديان اساطيرى قديم بود ، كه خدا را داراى قوم و قبيله و زن و فرزند ، مىدانستند ، اينان نيز براى الفاظ و آياتى كه مشكلات قرآنى هستند بيش از اين مفاهيم حسى ، چيزى تصور نمىكردند . آيات و احاديثى كه مستمسك آنان بود ، پيش از اين گذشت ، و از آن جمله اين حديث است : ( خلق ادم على صورة الرحمن ) از مفهوم حسى اين روايت بر - مىآيد ، كه خداوند شكل انسان‌ها را دارد ، و از روى شكل خودش انسان را هم ساخته است ، پس مانند انسان‌هاى ديگر ، او هم ديدنى مىباشد . و پاره‌اى از گروه كراميه ، نيز همين اعتقاد را داشتند . چهارم ) مجسمه‌اند و گذشت كه اين گروه ، فيلسوف‌مسلكانى بودند ، كه برابر
هامش
( 1 ) سورهء 75 آيهء 22