امير مؤمنان وجود داشت - درود خداوند بر او بادا - و پس از مردن پيمبر هم زنده ماند ، بنابراين بايد پس از مردن پيمبر ، امام باشد و در ميان گروه مسلمانان جانشين او گردد . و اين كه هارون ، پس از مردن برادرش زنده نبود و جانشين نشد امير مؤمنان را از اين پايگاه ، بيرون نمىكند .
و اين بدان مىماند ، كه كسى ديگرى را به جاى خود گمارد و كارگردانى خود را به او واگذارد و به او بگويد ، هرروزى كه فلانى پيش تو بيايد ، درهمى به او بده ، و با عمرو ، نيز همان را رفتار كن .
سپس بينديشيم ، كه زيد پارهاى از روزها پيش آن كارگردان ، نيايد و چيزى از او نگيرد ؛ و عمرو پيش او بيايد ، و درهم را خواهانى كند ؛ كسى كه به جاى سفارش كننده كارگردانى مىكند ، نمىتواند از دادن درهم به او خوددارى كند . هرچند بهانهجوئى كند ، كه تو به مانند زيد هستى ، و او نيامده است ، و درهمى نگرفته است ؛ بلكه پيش هرخردمندى ، بايد آن درهم را به او بدهد ؛ زيرا هريك از آن دو ، پيشش بيايند ، و خواهانى كنند ، بايد آن را به او بدهد ؛ و از كسى كه پيشش بيايد و خواهانى كند ، براى اين كه آن ديگرى آمدن خودش را پس انداخته است ، نمىتواند ، آن را به او ندهد .
بالاتر از آن ، چيز نبوده را نمىتوان گفت ، پايگاه است ؛ اما درست است كه گفته شود ، چيزى كه سزاوار شدن رسيدن به آن ، پايگاه را پديد مىآورد ، وجود دارد ؛ هرچند خود آن پايگاه انديشيدنى باشد ؛ آيا نمىبينى ، كسى كه بگويد ، فلانى پيش من همان پايگاهى را دارد ، كه آن يكى پيش آن ديگرى دارد ، درست نيست سخن او را به اين ببريم ، كه او برادرش نيست ، وصيش نيست ، انبازش نيست ، و چيزهاى ديگرى ، به مانند آنها نيست .
پس از آن همانا پيمبر - درود خداوند بر او و خاندانش بادا - با همين سخن كه گفت : « لا نبى بعدى » همهء آن پايگاهها را پس از خود ، براى امير مؤمنان - درود بر او بادا - نهاد به جز پيمبرى را ؛ و آنچنان كه درخور بيرون كردن يك چيز از چيزهاى ديگر اين است ، كه از سخن چيزى را بيرون كنند ، و اگر بيرون نكنند ، بايد
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 894
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٨٩٤