بايد درهم را بدهد ؛ زيرا مىدانند ، كسى كه او را مانند ديگرى گردانيدهاند ، اگر او چيزى مىخواست ، بايد به او مىدادند ؛ نه اين كه اكنون خواسته است و بايد بدهند .
و نماز ششم نيز به همين گونه است ؛ زيرا نمىگويند ، در شرع چنين چيزى هست ، براى اين كه سببى برايش پيدا نشده است ، كه بايد خوانده شود ، بلكه سبب وجوبش در انديشه بوده است . پس واجب شدن خود اين نماز نيز در انديشه است ، و بايد اين را چنان مانند كرد ، كه اگر پيمبر مىگفت ، پس ازيك سال نماز ششم را بگزاريد ، هنگامى كه اين سخن را گفت در همان هنگام نماز ششم را از شرع پيمبر - بر او درود بادا - مىدانستند ، هرچند براى سرزدنش چشم به راه مىباشند و چنانچه بپذيريم كه آنچه انديشيدنى است ، پايگاه گفته نمىشود ، آنچه مىخواهيم بگوئيم درست است ؛ زيرا سزاوار بودن هارون جانشينى موسى را پس از مرگش ، هماكنون موجود است ؛ و هماكنون بايد گفت ، او پايگاه جانشينى را دارد ؛ زيرا اين پايگاه هم اكنون وجود دارد ؛ و چنانچه كسى به ديگرى سفارش كند ، كه پس از مرگش در دارائى او كارهائى انجام بدهد ، هماكنون سزاوار كارگردانى در دارائى او هست ؛ هرچند انجام دادن آن به مردنش وابستگى دارد . پس كار را نبايد تنگ گرفت ، كه آنچه به انديشه درآمده ، پايگاه هست ، يا نيست ؛ هرچند سخن درست همان است ، كه ما گفتيم .
پس اگر بگويند : چون شما گفتيد ، آنچه در انديشه است ، پايگاه است ، پس به كسانى بايد بپيونديد ، كه مىگويند ، اين خبر مىرساند ، كه امير مؤمنان - درود خداوند بر او بادا - امام نيست ؛ زيرا ما مىدانيم هارون پس از مردن موسى جانشين او نگرديد ؛ و چون پايگاههاى هارون ، براى امير مومنان - درود بر او بادا - نهاده شده است ، بايد او هم ، پس از پيمبر امام نباشد .
گفته خواهد شد : هرچند هارون پس از برادرش زنده نبود ، اما آشكار كرديم كه اگر زنده مىماند ، در ميان گروه موسى ، جانشين او مىگرديد ، پس جانشين شدن پايگاهى است ، هرچند در انديشه باشد ، و گفته نشود ، او جانشين است ، اما سزاوار بودن جانشين شدن پيش از مردن موسى برايش بود ؛ و چون همين پايگاه ، براى
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 893
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٨٩٣