ابن نماى حلّى پس از ذكر اقوال گوناگون دربارهء محل دفن مثل مدينه و دمشق - نزد باب الفراديس ، كنار برج سوّم ، در سوى مشرق - و مصر مىگويد : « قول مورد اعتماد اين است كه سر ، پس از گردانده شدن در شهرها ، باز گردانده و همراه جسد دفن شد » « 1 » .
سيّد بن طاووس در الملهوف گويد : « امّا سر حسين ( ع ) ؛ نقل شده است كه باز گردانده شد و در كربلا با پيكر شريفش دفن گرديد و عمل شيعيان نيز بر طبق معناى ياد شده مىباشد » « 2 » .
از بيرونى « 3 » و شيخ بهايى « 4 » نيز نقل كرديم كه بر الحاق سر شريف به جسد ، در كربلا ، تصريح دارند .
سيّد در الاقبال وجهى را براى چگونگى الحاق ذكر كرده است « 5 » .
هامش
( 1 ) . مثير الاحزان ، ص 106 .
( 2 ) . الملهوف ، ص 225 ؛ به نقل از آن ، بحار الانوار ، ج 45 ، ص 144 .
( 3 ) . الآثار الباقية ، ص 321 .
( 4 ) . توضيح المقاصد ، ص 6 .
( 5 ) . گويد : در پاسخ به اينكه بازگشت سر مولايمان حسين ( ع ) در روز بيستم صفر چگونه بود : بدان كه بازگشت سر مقدس مولايمان حسين - صلوات الله عليه - به پيكر شريفشان از مواردى است كه قرآن كريم به آن گواهى مىدهد ، آنجا كه خداى - جل جلاله - مىفرمايد : « وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِى سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ » ( و آنهايى را كه در راه خدا كشته شدند مرده بر نشمريد ، بلكه زندهاند و نزد پروردگارشان روزى مىخورند ) . آيا با آنكه خداوند خبر داده است كه او از حيث به شهادت رسيدن زنده است و نزد پروردگار روزى مىخورد و مصون است ، جاى شكّى باقى مىماند . بنابراين شايسته نيست كه عارفان در اين باره شك كنند .
اما چگونگى زنده شدن ايشان پس از شهادت و چگونگى جمع شدن سر شريف ايشان به پيكر مطهّرشان پس از جدا شدن از آن ؛ پرسشى است كه نشان بىادبى بنده نسبت به پروردگار - جل جلاله - كه چگونگى تدبير و توانايىهايش را بهاو بشناساند . اين نشان جهل بنده واقدام به چيزى است كه نه وظيفه دارد آنرا بداند و نه از اوصاف آن پرسش كند . اما تعيين روز بازگشت ، روز چهلم از قتل وى و وقتى كه حسين صلوات الله و سلامه عليه در آن كشته شد و خداوند - جل جلاله - او را به شرافت فضل خويش انتقال داد ، اسلام زير و رو شد و حقّ مغلوب گرديد ؛ و بازگشت از امور دنيوى نيست و روشن است كه به قدرت خداوند انجام شد . اما من نزديك به ده روايت گوناگون در بحث از سر شريف ديدم كه همهء آنها منقولاتى بيش نيست . من تاكنون نام كسى را به ياد ندارم و پيدا نكردهام كه از اهل شام بوده و سر را به جسد شريفش در كربلا برگردانده باشد - كه كاملترين درود و سلامها بر صاحبش باد - و از كيفيت ورود به حرم معظّم ايشان و كندن ضريح مقدّس و مكرّمش اطلاعى ندارم ؛ و نمىدانم كه آن را در جاى خودش از جسد گذاشت يا در ضريح ضميمهء آن ساخت . پس بهتر است كه انسان به وظيفهء واجب خويش يعنى تصديق قرآن عمل كند ؛ مبنى بر اينكه جسد مقدس پس از شهادت سخن گفت و اينكه او زنده است و در سراى سعادت روزى مىخورد ؛ و آنچه در بيان قرآن كريم آمده است ، ما را از آوردن دليل و برهان بىنياز مىكند . ( اقبال الاعمال ، ص 588 ) .