اى بنى اسرائيل قاتلش را لعنت كنيد ؛ و اگر روزگارش را درك كرديد از يارى او باز مايستيد . زيرا هر كس با او شهيد شود گويى كه با پيامبران در جنگ پيشروى كرده است . . . گويا من به بارگاهش مىنگرم . هيچ پيامبرى نبود مگر اينكه كربلا را زيارت كرد و كنارش ايستاد و گفت : تو بقعهاى هستى با خير فراوان و ماه تابان در تو مدفون مىشود . « 1 »
خوارزمى نقل مىكند كه وقتى كعب الاخبار در روزگار عمر بن خطاب مسلمان شد به مدينه آمد . مردم شهر از او دربارهء حوادث روزگار آخر الزمان مىپرسيدند و او در پاسخ آنها مىگفت : « بزرگترين آنها درگيرى خونينى است كه هرگز فراموش نمىشود ؛ و آن همان فسادى است كه خداى متعال در كتاب شما از آن ياد كرده و فرموده است : « تباهى در خشكى و دريا آشكار گرديد . » تبهكارى با هابيل به دست قابيل آغاز گرديد و با قتل حسين بن على ( ع ) پايان مىپذيرد . سپس كعب گفت : شايد قتل حسين را آسان مىگيريد ، آيا نمىدانيد كه در روز قتل او درهاى همهء آسمانها گشوده مىشود و به آسمان اجازه داده مىشود كه خود تازه بگريد ؟ وقتى ديديدكه سرخى از شرق و غرب آسمان برآمده است ، بدانيد كه براى حسين ( ع ) مىگريد . به او گفتند : اى ابا اسحاق چرا آسمان براى پيامبران پيشين و فرزندانشان و براى كسانى كه از حسين ( ع ) بهتر بودند چنين نمىكند ؟ او جواب داد : واى بر شما قتل حسين ( ع ) كارى است بس بزرگ ، چرا كه او پسر دختر بهترين پيامبران است و او را آشكارا و ظالمانه به قتل مىرسانند و سفارش رسول خدا ( ص ) را دربارهاش رعايت نمىكنند ، در حالى كه از نسل پيامبر ( ص ) و پارهء تن اوست و با دريايى از اندوه در كربلا كشته مىشود . » « 2 »
ابن كثير گويد : « از كعب الاحبار رواياتى دربارهء كربلا نقل شده است . » « 3 »
رأس الجالوت گفته است : « من مىشنيدم كه فرزند يكى از پيامبران در كربلا كشته
هامش
( 1 ) . كامل الزيارات ، ص 67 ، ح 2 ؛ نيز ر . ك . العوالم ، ج 17 ، ص 593 ، ح 2 ؛ بحار الانوار ، ج 44 ، ص 301 ، ح 10 .
( 2 ) . مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 169 .
( 3 ) . البداية والنهاية ، ج 8 ، ص 201 .