شيخ صدوق گويد : سپس زنان امام حسين ( ع ) را نزد يزيد بن معاويه آوردند ، زنان آل يزيد و دختران و زنان معاويه نيز در ميان آنها بودند . زنان ولوله و عزا به پا كردند . يزيد سر حسين ( ع ) را در مقابل خويش گذاشت . پس ( سكينه ) گفت : به خدا سوگند من سنگدلتر از يزيد نديدهام و هيچ كافر و مشركى را بدتر و ستمگرتر از او نديدهام « 1 » ؛ و يزيد به سر نگاه مىكرد و مىگفت :
اى كاش بزرگان من در بدر حاضر بودند و نالهء كشتگان از دم شمشير خزرج را مىشنيدند . « 2 »
نقش فاطمه ، دختر امام حسين ( ع ) در مجلس يزيد
شيخ مفيد گويد : فاطمه دختر امام حسين ( ع ) . . . مادرش امّ اسحاق ، دختر طلحة بن عبيداله ، از قبيله تيم است . « 3 »
ابن عبد ربه گويد : شاميان ، دختران رسول خدا ( ص ) را به عنوان اسير بر شتران بىجهاز سوار كردند . چون بر يزيد وارد شدند ، فاطمه ، دختر امام حسين ( ع ) گفت : اى يزيد ، آيا دختران رسول خدا ( ص ) بايد اسير باشند ؟ گفت : نه بلكه آزادگانى محترمند . نزد دختر عموهايت برو ، خواهى ديد كه آنان نيز همانند تو رفتار مىكنند . فاطمه گويد : نزد آنها رفتم و ديدم كه همهء آنان به صورت خويش مىزدند و مىگريستند . « 4 »
ابن نما گويد : فاطمه بنت الحسين ( ع ) ، گفت : اى يزيد ، آيا دختران رسول خدا ( ص ) اسيرند ! آن گاه مردم و اهل سراى يزيد گريستند به طورى كه صداها بلند شد . « 5 »
هامش
( 1 )
. در الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 85 ؛ الفصول المهمّه ، ص 195 و مرآة الزمان ص 101 ( مخطوط - طبقعبرات المصطفين ، ج 2 ، ص 283 ) آمده است : « هيچ كافر به خدايى را بهتر از يزيد بن معاويه نديدم » . شايد منظورش اين است كه كفرش آن قدر روشن است كه از او بهتر نمىتوان كافرى را ديد ؛ اگر نگوييم كه برخى دوستداران يزيد براى كاستن از زشتى كارى كه از او سر زد ، چنين دروغهايى را افزودهاند .
( 2 ) . امالى صدوق : ص 230 ؛ و به نقل از آن بحار الانوار ، 45 ، ص 154 ؛ روضة الواعظين ، ج 1 ، ص 191 .
( 3 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 135
( 4 ) . العقد الفريد ، ج 5 ، ص 132 .
( 5 ) . مثير الاحزان ، ص 99 .