تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
3 . در ميان آنچه از اهل بيت ( ع ) غارت كردند برخى مواريث فاطمه زهرا ( س ) بود كه هيچ چيز با آن برابرى نمىكرد . بنابراين مطالبهء آن تنها به معناى دستيابى به يك شىء مادى نبود .

موضع‌گيرى برخى اهل كتاب در مجلس يزيد

رسالت انقلاب حسينى به طايفه ، ملّت و يا زمان خاصى منحصر نمىشود . از اين رو مىبينيم كه مرتكبان و مسبّبان اين فاجعهء بزرگ تنها از سوى مسلمانان مورد تنفر و مخالفت قرار نمىگيرند ، بلكه همه آزادگان جهان در طول روزگار از آنان بيزارى مىجويند ؛ و از آن جمله برخى اهل كتاب حاضر در مجلس يزيد بودند .

ريشه‌هاى مسأله

اين درست است كه عمق فاجعه و تراژدى طلب مىكند كه هر انسان آزاده‌اى در برابرش موضع روشن ، عالى و استوار بگيرد . اما در اينجا ريشه‌هاى مسأله به مطالبى باز مىگردد كه در آثار و كتاب‌هاى اهل كتاب دربارهء واقعهء كربلا آمده است . سالم بن ابى جعده از كعب الاحبار نقل مىكند كه گفت : در كتاب ما آمده است كه مردى از فرزندان محمد رسول الله ( ص ) كشته مىشود و هنوز عرق چارپايان يارانش خشك نمىشود كه به بهشت در مىآيند و دست در گردن حور العين مىاندازند . در اين هنگام حسن ( ع ) بر ما گذشت و ما گفتيم : آيا او اين است ؟ گفت : نه . سپس حسين ( ع ) بر ما گذشت و ما گفتيم : آيا او اين است ؟ گفت : آرى . « 1 » در كامل الزيارة از خالد ربعى نقل شده است كه گفت : كسى كه از كعب شنيده بود برايم چنين نقل كرد : نخستين كسى كه قاتل حسين ( ع ) را لعنت كرد ابراهيم خليل الرحمن بود . خودش او را لعن كرد و از فرزندانش نيز عهد و پيمان گرفت كه او را لعن كنند . سپس موسى بن عمران او را لعن كرد و امّتش را نيز به اين كار فرمان داد . سپس داود او را لعن كرد و بنى اسرائيل را به اين كار فرمان داد . سپس عيسى او را لعن كرد و فراوان مىگفت :
هامش
( 1 ) . امالى صدوق ، ص 203 ، مجلس 29 ، ح 220 ؛ بحار الانوار ، ج 44 ، ص 224 ، ح 2 .