سكينه در همهء مراحل قيام امام حسين ، و از جمله در مجلس يزيد ، نقش مهمّى داشت .
آن حضرت به شيوهء برادرش امام سجّاد ( ع ) و عمهاش زينب كبرى ( س ) حركت مىكرد ، همان اهداف را دنبال مىنمود و به همان روشها توسل مىجست . از اين رو مىبينيم كه از اسيران به عنوان اينكه از آل محمد ( ص ) هستند ياد مىكند تا بر جوّ مسموم محيط چيره گردد .
حِمْيرى از عبدالله بن ميمون ، از جعفر بن محمد از پدرش نقل مىكند كه فرمود : چون فرزندان امام حسين ( ع ) را نزد يزيد بردند ، آنان را در روز و با روى باز وارد كردند . پس شاميان جفا پيشه گفتند : زيباتر از اين اسيران نديدهايم ، شما كه هستيد ؟ سكينه ، دختر حسين ( ع ) ، فرمود : ما اسيران آل محمد ( ص ) ، هستيم . « 1 »
مىبينيم كه آن حضرت با استوارى هر چه تمام رو در روى يزيد قرار مىگيرد و او را ناگزير مىسازد كه از موضع خود عقب بنشيند ، به طورى كه اظهار پشيمانى كرد و به دروغ ، مسؤوليت را به گردن پسر مرجانه افكند .
ابن سعد گويد : سكينه دختر حسين ( ع ) گفت : اى يزيد ، آيا دختران رسول اللّه ( ص ) بايد اسير باشند . « 2 »
يزيد گفت : اى دختر برادر ! به خدا سوگند اين كار ، بر من بيش از تو گران مىآيد .
و گفت : به خدا سوگند كه اگر ميان پسر زياد و حسين ( ع ) قرابتى مىبود ، اقدام به اين كار نمىكرد ، ولى سميه ميان آن دو جدايى افكنده است !
و گفت : بدون قتل امام حسين ( ع ) نيز از فرمانبردارى اهل عراق خوشنود بودم . خداوند ابا عبد الله ( ع ) را رحمت كند . ابن زياد در كشتن او شتاب ورزيد . اگر من مصاحب او بودم و تنها راه دفع جنگ از وى ، كاسته شدن بخشى از عمرم مىبود ، دوست داشتم كه مرگ را از او دور سازم ! و دوست داشتم كه او را با مسالمت نزد من مىآوردند . « 3 »
هامش
( 1 ) . قرب الاسناد ، ص 26 ، ح 81 ؛ و به نقل از آن بحار الانوار ، ج 45 ، ص 169 ، ح 15 .
( 2 ) . بر گرفته از سير اعلام النبلاء و ديگر منابع .
( 3 ) . الطبقات الكبرى ( ترجمة الامام الحسين ( ع ) ، ص 83 ) ؛ عبرات المصطفين ، ج 2 ، ص 288 ، به نقل از مرآة الزمان ، ص 100 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 303 ( با اندكى اختلاف ) .