اهل شام برخاست و گفت : بگذار تا او را بكشم . پس زينب ( س ) خود را بر روى او انداخت .
آن گاه مرد ديگرى برخاست و گفت : اى امير المؤمنين ، وى را به من ببخش تا او را به كنيزى بگيرم . زينب ( س ) گفت : نه ، چنين حقّى را نه تو دارى و نه او ، مگر اينكه از دين خداوند بيرون رويد . يزيد فرياد زد : بنشين ؛ و او نشست . سپس زينب ( س ) رو به او كرد و گفت : اى يزيد ، خونهاى ما تو را بس است ؛ و على بن الحسين ( ع ) فرمود : اگر نسبت به اين زنان رحم دارى و قصد دارى مرا بكشى ، كسى را با آنان همراه كن تا به مقصدشان برساند . يزيد بر او رقت آورد و گفت : كسى جز تو آنها را نمىبرد . « 1 »
6 . حضرت زينب ( س ) بر يزيد سركش كه - به پندار خودش - در اوج قدرت بود ، به پيروزى قطعى دست يافت . بارها و بارها او را محكوم كرد . و موفق شد نادانى مدّعى خلافت بر مردم و نا آشنايى او به امور دينى را آشكار سازد . اسير به شمار آوردن زنان مسلمان در جنگ درست نيست و نمىتوان با آنها چونان اسير رفتار كرد . تا چه رسد به دختران رسول خدا ( ص ) !
نقش ام كلثوم در مجلس يزيد
علّامهء مجلسى دربارهء تقاضاى مرد شامى از يزيد مىنويسد : در برخى كتابها آمده است : ام كلثوم به مرد شامى گفت : اى فرو مايه دهانت را ببند ، خداوند زبانت را قطع ، چشمانت را كور ، دستانت را خشك كند ؛ و جايگاهت را آتش قرار دهد . فرزندان فرومايگان نمىتوانند فرزندان پيامبران را به خدمت بگيرند . گفت : به خدا سوگند هنوز سخنش به پايان نرسيده بود كه خداوند دعاى وى را در حق آن مرد اجابت فرمود . پس گفت : خداى را سپاس كه پيش از رسيدن آخرت ، تو را در دنيا كيفر داد . اين كيفر كسى است كه به حرم رسول خدا ( ص ) چشم اندازد . « 2 »
نقش سكينه ، دختر امام حسين ( ع ) ، در مجلس يزيد
شيخ مفيد گويد : سكينه دختر امام حسين ( ع ) . . . مادرش رباب ، دختر امرىء القيس بن عدى ، از قبيلهء كلب ، و او مادر عبد الله بن حسين است . . . . « 3 »
هامش
( 1 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 120 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 45 ، ص 137 .
( 3 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 135 .