كسان بسيارى اين خطبه را نقل كردهاند كه قديم ترينشان ابن طيفور ( متوفاى 280 ) است . ما به خاطر قدمت و مضامين عالىاش ، نخست آن را نقل مىكنيم و سپس نقل خوارزمى را مىآوريم ؛ چونكه ميان اين دو نقل اختلاف فراوان است و نقل دوم از مطالب و مضامينى و الا و عالى برخوردار است .
ابن طيفور گويد : پس از آنكه يزيد به ابيات ابن زبعرى تمثل جست ، زينب ( س ) ، دختر على ( ع ) فرمود :
خداى بزرگ به راستى مىفرمايد :
« ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ »
« 1 » ( آن گاه فرجام كسانى كه بدى كردند ( بسى ) بدتر بود . ( چرا ) كه آيات خدا را تكذيب كردند و آنها را به ريشخند مىگرفتند ) . اى يزيد ! آيا گمان بردهاى كه با بستن راههاى زمينى و تار كردن افقهاى آسمان بر ما و چونان اسيران ، ما را از اين سو به آن سو بردن ، ما در نزد خداوند خوار گشتهايم و تو عزيز ، و اين موجب منزلت تو در نزد خداوند مىشود ؟ آيا اينك كه دنيا را به كام و كارها را سامان يافته مىبينى ، باد به غبغب انداخته و به خود پسندى تمام شادى مىكنى ؟ اگر امروز مُلك و اقتدار ما به تو داده شده است ، اندكى درنگ كن و اين سخن خداى را به ياد آور كه مىفرمايد :
« وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ »
« 2 » ( و البته نبايد كسانى كه كافر شدهاند تصور كنند اينكه به ايشان مهلت مىدهيم براى آنان نيكوست ، ما فقط به ايشان مهلت مىدهيم تا بر گناه ( خود ) بيفزايند و آن گاه عذابى خفّت آور خواهند داشت ) . اى پسر آزاد شده ، آيا اين از عدل است كه زنان و كنيزان تو پرده نشين باشند و دختران رسول خدا ( ص ) را چونان اسيران در كوچه و بازار بگردانى ؟ و آنان را با سر برهنه و چهره باز از اين شهر به آن شهر ببرى تا مردم در آبشخورها و منزلگاهها به تماشايشان بنشينند و دور و نزديك و شريف و وضيع ديده بر چهرههايشان اندازند و مردى كه سرپرستى
هامش
( 1 ) . روم ( 30 ) ، آيه 10 .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) ، آيه 178 .