تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
اما اين نقل از چند جهت اشكال دارد : يكم خبر مرسل است و ديگران آن را نقل نكرده‌اند . از نظر خوارزمى نيز ثابت نيست و به همين دليل آن را با عبارت « گويند » آورده است . دوّم مشهور اين است كه سمرة بن جندب پيش از واقعهء طفّ درگذشت « 1 » . بنابر اين مسأله ، سالبه به انتفاع موضوع است . سوم گويند كه سمره كارگزار معاويه و شريك جرم وى بود . او از اعضاى پليس ابن زياد بود كه مردم را براى جنگ با ابا عبداللّه الحسين ( ع ) تشويق مىكرد . كسى با چنين وضعيتى - بر فرض زنده بودن و حضور در شام - چگونه مىتواند چنين موضعى اتخاذ كند . مگر اينكه بگوييم يك انسان فاسد در يك زمانى موضعى خوب گرفته است . به اصل مطلب باز گرديم كه مهّم ، اتخاذ چنين موضعى از سوى يكى از صحابه است ، هر چند كه شخص او را نشناسيم . 2 . زيد بن ارقم قطب راوندى گويد : زيد بن ارقم بر او ( يزيد ) وارد شد و ديد سر امام حسين ( ع ) را در طشت نهاده و با چوبدستى بر دندان‌هايش مىزند . گفت از دندانهايش دست بردار كه بارها ديده‌ام رسول خدا ( ص ) آنها را مىبوسد . يزيد گفت : اگر پيرى خرفت نبودى تو را مىكشتم . « 2 » حميرى در شعر زير به همين موضوع اشاره دارد : پيوسته با چوبدستى بر دندان‌هايى مىزند كه دواى هر دردى است . زيد گفت : چوبدستى را از روى آن دندانهاى زيبا بردار كه من بارها ديده‌ام كه احمد ( ص ) آنها را مىبوسد و بر اين گواهانى بسيار دارم . « 3 » زيد همان كسى است كه از رسول خدا ( ص ) دربارهء حضرت سيد الشهدا ( ع ) نقل كرد كه فرمود : « خدايا من او را دوست مىدارم ، پس تو هم دوستش بدار » « 4 » . بنابر اين اتخاذ
هامش
( 1 ) . مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 64 . ( 2 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 58 . ( 3 ) . المناقب ، ج 4 ، ص 114 . ( 4 ) . احقاق الحق ، ج 11 ، ص 301 ؛ به نقل از سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 212 ، چاپ مصر .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 131 | محمد امين پور اميني / عبد الحسين بينش