برخى مىنويسند كه سر شريف امام ( ع ) و نيز اهل بيتش را او آورد « 1 » . برخى هم مىنويسند كه او همراه اهل بيت حسين ( ع ) آمد « 2 » ؛ و رأى بر گزيده نيز همين است . به هر حال مشهور اين است ، آن كسى كه سر حسين ( ع ) را نزد يزيد برد ، زحر بن قيس ملعون بود .
اما اينكه گفتهاند او از ياران على ( ع ) بوده است و . . . اين نخستين شيشهاى نبود كه شكست . چندين تن از ياران على ( ع ) به جاهليت سياه باز گشتند . مگر شمر از ياران على ( ع ) در صفين نبود ؟ مگر در آن جنگ مجروح نشد « 3 » ؟ مگر شبث بن ربعى از اصحاب امام على ( ع ) و امام حسن ( ع ) نبود ؟ تا آنجا كه گفت : « ما مدت پنج سال همراه على بن ابى طالب ( ع ) و پسرش با خاندان ابو سفيان جنگيديم . سپس با فرزندش به دشمنى برخاستيم . در حالى كه او بهترين اهل زمين بود ، ما به همراه خاندان معاويه و پسر سميه زنا كار با او مىجنگيم » . « 4 » ولى مهمّ سرانجام كار و حسن عاقبت است .
اما توثيق امام حنبل و عجلى از نظر ما ارزشى ندارد .
قاتل جايزه مىخواهد
ابوالفرج اصفهانى مىگويد : ابن زياد خاندان حسين ( ع ) را به اسارت برد . در ميان اسيران عمر ، زيد و حسن از فرزندان حسن بن على بن ابى طالب ( ع ) به چشم مىخوردند .
حسن بن حسن بن على ( ع ) را در حالى كه در ميدان نبرد زخمى شده بود ، على بن الحسين ( ع ) - كه مادرش امّ ولد بود - بانو زينب و ام كلثوم ، دختران على بن ابى طالب ( ع ) و سكينه دختر امام حسين ( ع ) از ديگر اسيران بودند . چون بر يزيد ملعون وارد شدند ، قاتل حسين بن على ( ع ) پيش رفت و گفت :
شترم را از طلا يا نقره بار كن ؛ كه من آقايى را كه از غايت شكوه در حجاب بود كشتهام .
هامش
( 1 )
. تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 254 .
( 2 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 119 ؛ اعلام الورى ، ص 248 ؛ انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 416 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 352 .
( 3 ) . وقعة صفين ، ص 267 .
( 4 ) . مقتل الحسين ( ع ) ، مقرم ، ص 242 .