تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
برخى مىنويسند كه سر شريف امام ( ع ) و نيز اهل بيتش را او آورد « 1 » . برخى هم مىنويسند كه او همراه اهل بيت حسين ( ع ) آمد « 2 » ؛ و رأى بر گزيده نيز همين است . به هر حال مشهور اين است ، آن كسى كه سر حسين ( ع ) را نزد يزيد برد ، زحر بن قيس ملعون بود . اما اينكه گفته‌اند او از ياران على ( ع ) بوده است و . . . اين نخستين شيشه‌اى نبود كه شكست . چندين تن از ياران على ( ع ) به جاهليت سياه باز گشتند . مگر شمر از ياران على ( ع ) در صفين نبود ؟ مگر در آن جنگ مجروح نشد « 3 » ؟ مگر شبث بن ربعى از اصحاب امام على ( ع ) و امام حسن ( ع ) نبود ؟ تا آنجا كه گفت : « ما مدت پنج سال همراه على بن ابى طالب ( ع ) و پسرش با خاندان ابو سفيان جنگيديم . سپس با فرزندش به دشمنى برخاستيم . در حالى كه او بهترين اهل زمين بود ، ما به همراه خاندان معاويه و پسر سميه زنا كار با او مىجنگيم » . « 4 » ولى مهمّ سرانجام كار و حسن عاقبت است . اما توثيق امام حنبل و عجلى از نظر ما ارزشى ندارد .

قاتل جايزه مىخواهد

ابوالفرج اصفهانى مىگويد : ابن زياد خاندان حسين ( ع ) را به اسارت برد . در ميان اسيران عمر ، زيد و حسن از فرزندان حسن بن على بن ابى طالب ( ع ) به چشم مىخوردند . حسن بن حسن بن على ( ع ) را در حالى كه در ميدان نبرد زخمى شده بود ، على بن الحسين ( ع ) - كه مادرش امّ ولد بود - بانو زينب و ام كلثوم ، دختران على بن ابى طالب ( ع ) و سكينه دختر امام حسين ( ع ) از ديگر اسيران بودند . چون بر يزيد ملعون وارد شدند ، قاتل حسين بن على ( ع ) پيش رفت و گفت : شترم را از طلا يا نقره بار كن ؛ كه من آقايى را كه از غايت شكوه در حجاب بود كشته‌ام .
هامش
( 1 ) . تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 254 . ( 2 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 119 ؛ اعلام الورى ، ص 248 ؛ انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 416 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 352 . ( 3 ) . وقعة صفين ، ص 267 . ( 4 ) . مقتل الحسين ( ع ) ، مقرم ، ص 242 .