تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
درهاى آسمان باز شد ؛ و آدم ، نوح ، ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و پيامبر ( ص ) فرود آمدند ؛ و جبرئيل و شمارى ديگر از فرشتگان آنها را همراهى مىكردند . پس جبرئيل به تابوت نزديك شد و سر را بيرون آورد و آن را به خود چسباند و بوسيد . ديگر انبيا نيز همگى چنين كردند . پيامبر ( ص ) براى سر حسين ( ع ) گريست و پيامبران ديگر او را تسليت دادند . جبرئيل ( ع ) به آن حضرت گفت : اى محمد ( ص ) خداى متعال مرا فرمان داده است كه دربارهء امّتت تو را اطاعت كنم . اگر فرمانم دهى زمين را زير پايشان به لرزه در مىآورم و آن را زير و رو مىكنم ؛ مانند همان كارى كه با قوم لوط كردم ! پيامبر ( ص ) فرمود : نه جبرئيل ! من در روز قيامت و در حضور خداى متعال ، اينان را متوقف مىكنم ! سپس ديگر فرشتگان سوى ما آمدند تا ما را بكشند . پس من گفتم : اى رسول خدا ( ص ) الأمان ، الأمان ! پس فرمود : برو كه خدا تو را نبخشد . « 1 »

4 - شادمانى تكريت « 2 »

در استقبال از كاروان طريحى به نقل از مسلم گچكار مىنويسد : « چون به تكريت رسيدند ، نزد حاكم شهر فرستادند و پيغام دادند كه سر حسين ( ع ) و اسيران او نزد مايند ، به پيشواز ما بياييد . چون پيك خبر را به آنها رساند ، اخبار همه جا پراكنده شد و غلامان به استقبال آنان رفتند ! مسيحيان گفتند : اين چيست ؟ گفتند : سر حسين ! گفتند : آيا اين سر فرزند دختر پيامبرتان است ؟ گفتند : آرى .
هامش
( 1 ) . اللهوف ، ص 208 . ( 2 ) . تكريت : شهرى است ميان موصل و بغداد . به بغداد نزديك‌تر است و سى فرسخ از آن فاصله دارد ، و در غرب دجله واقع است . ( ر . ك . مراصد الاطلاع ، ج 1 ، ص 268 ) .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 167 | محمد جعفر الطبسي / عبد الحسين بينش