امام سجاد ( ع ) از زندان كوفه - به وسيلهء معجزه - براى دفن پدرش به كربلا آمد ؛ و اين آمدن ايشان بدون اطلاع از زندانبانان بود .
در اين صورت آمدن امام ( ع ) به كربلا به طور معجزهآميز به يقين در روز يازدهم نبوده است . زيرا ايشان در روز دوازدهم به زندان رفت ؛ چرا كه عمر سعد ، چنان كه پيش از اين گفتيم ، در روز دوازدهم همراه اسيران و لشكريانش وارد كوفه شد .
مىدانيم كه باقيماندهء اهل بيت ( ع ) همه روز دوازدهم را در حضور مردم و نيز در حضور ابن زياد و گفت و گوى با او سپرى كردند ، بنابراين روشن است كه عبيد اللّه در اواخر روز دوازدهم آنان را به زندان افكند ، سپس آنان را فرا خواند و باز به زندان بازگرداند .
بنابراين زندان آنها از شب سيزدهم آغاز شد و تا روزى كه ابن زياد آنان را نزد يزيد فرستاد در آنجا باقى ماندند .
از اين رو - با توجه به آنچه در روايت آمده مبنى بر اينكه امام ( ع ) دور از چشم مأموران براى دفن پدرش به كربلا رفت . چنين نتيجه مىگيريم كه ايشان زمانى از زندان بيرون رفت كه ابن زياد از تحقيق دربارهء آنها فراغت يافته بود و ديگر آنها را به حضور نمىطلبيد . يعنى امام سجاد ( ع ) هنگامى براى دفن پدرش از زندان بيرون رفت كه مطمئن بود كسى به دنبال او نخواهد آمد .
بنابراين - طبق اين تحليل ، امام ( ع ) با معجزه در شب يا روز سيزدهم به كربلا رفت و در كوتاهترين زمان ممكن اقدام به دفن شهيدان كرد .
اما از ظاهر برخى روايتها چنين برمىآيد كه عمليات دفن پيكرهاى مقدس در روز سيزدهم محرم صورت پذيرفت نه در شب آن . صاحب اسرار الشهاده مىنويسد : « يكى از تيرههاى بنى اسد در كنار نهر علقمه سكونت داشتند . زنان اين قبيله به ميدان نبرد رفتند و چشمشان به پيكرهاى خاندان رسول و جگر گوشههاى زهراى بتول و فرزندان اميرمؤمنان ، قهرمان قهرمانان افتاد . پيكرهاى مطهر در آن صحرا و بيابان افتاده بود و خون به گونهاى از رگهايشان جارى بود كه گويى در همين ساعت به شهادت رسيده بودند . زنان از مشاهدهء آن صحنه به شگفت آمدند و با شتاب به قبيله بازگشتند و آنچه را كه ديده بودند براى شوهرانشان بازگو كردند و سپس گفتند : در برابر رسول خدا ( ص ) ، امير مؤمنان ( ع ) و
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 122
مساهمون: محمد جعفر الطبسي
ص١٢٢