تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
شلوارهايش را بحر بن كعب تيمى ملعون برداشت . نقل شده كه براى مدتى زمين گير شد ! عمامه‌اش را أخنس بن مرثد بن علقمه حضرمى و به قولى جابر بن يزيد بن أودى برداشت - خداوند هر دو را لعنت كند - همين كه آن را به سر بست ، كودن شد . كفشهاى حضرت را اسود بن خالد ملعون برداشت . انگشترى آن حضرت را بجدل بن سليم كلبى برداشت و انگشتان او را با انگشترى قطع كرد . مختار اين مرد را دستگير كرد و دست و پايش را بريد و انداخت كه آن قدر در خونش بغلتد تا هلاك شود . قطيفهء خز آن حضرت را قيس بن اشعث « 1 » و زره كوتاه وى را عمر بن سعد برداشت . پس از كشته شدن عمر سعد ، مختار آن زره را به كشندهء وى يعنى ابو عمره بخشيد . شمشيرش را جميع بن خلق اودى برداشت . به قولى آن را مردى از بنى تميم به نام اسود بن حنظله برداشت . در روايت ابن ابى سعد آمده است كه شمشير ايشان را فلافس نهشلى برداشت و احمد بن زكريا مىافزايد كه بعدها آن شمشير به دست دختر حبيب بن بديل افتاد و اين شمشير غارت شده و مشهور ذوالفقار نيست . بلكه ذوالفقار همراه ديگر ذخاير نبوت و امامت ذخيره و محفوظ است ؛ و گفته‌ها و صورت نقل ما را راويان تصديق كرده‌اند » . « 2 »
هامش
( 1 ) - در مقتل الحسين ( ع ) خوارزمى ، ج 2 ، ص 43 آمده است : « قطيفه‌اى را كه امام حسين ( ع ) بر رويش‌مىنشست ، قيس بن اشعث دزديد و به همين دليل او را « قيس قطيفه » مىگفتند . در مناقب ابن شهر آشوب ، ( ج 4 ، ص 120 ) آمده است : « هرچه حسين ( ع ) به تن داشت غارت كردند . عمامه‌اش را جابربن يزيد أزدى برداشت ، پيراهنش را اسحاق بن حوى برداشت ، جامه‌اش را جعونة بن حوية حضرمى برداشت ، قطيفهء خز او را قيس بن اشعث كندى برداشت ، شلوارهايش را بحير بن عمير جرمى و به قولى ابجر بن كعب تميمى برداشت ، كمان و زيور آلات را رحيل بن خثيمه جعفى ، هانى بن ثبيت حضرمى و جريربن مسعود حضرمى برداشتند ؛ كفشهايش را اسود اوسى برداشت ؛ شمشيرش را مردى از بنى نهشل از بنى دارم و به قولى اسود بن حنظله برداشت ؛ و مختار همه اينان را به آتش سوزاند . » مقتل مقرّم ، ص 284 ؛ تذكرة الخواص ، ص 228 ؛ الارشاد ، ج 2 ، ص 112 ؛ نيز ر . ك : الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 295 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 334 و ترجمة الامام الحسين ، از بخش چاپ نشده كتاب الطبقات الكبرى ابن سعد ، ص 78 . ( 2 ) - اللهوف ، ص 114 - 115 ؛ و ر . ك : نفس المهموم ، ص 372 - 373 . در بحار ، ج 43 ، ص 247 شماره 23 به نقل از امالى صدوق به نقل از محمد بن مسلم آمده است : « گويد : از امام جعفر صادق پرسيدم كه انگشترى حسين بن على ( ع ) به چه كسى رسيد و يادآور شدم شنيده‌ام كه همراه ديگر چيزها از انگشت ايشان گرفته شده است فرمود : اين طور كه مىگويند نيست . حسين ( ع ) به فرزندش على بن الحسين ( ع ) وصيت فرمود انگشترى را به دست او كرد و همه امورش را به او واگذار كرد ، همانطور كه رسول خدا ( ص ) به اميرالمؤمنين واگذار فرمود و امير المؤمنين ( ع ) به حسن و حسين ( ع ) واگذار كرد . سپس آن انگشتر پس از جدّم به پدرم و پس از او به من رسيد و اكنون نزد من است . من هر جمعه آن را به دست مىكنم و با آن نماز مىخوانم . محمد بن مسلم گويد : روز جمعه نزد آن حضرت رفتم و او را در حال نماز ديدم . چون از نماز فراغت يافت ، دستش را دراز كرد و من به دست ايشان انگشترى ديدم كه بر آن « لا إله الا اللَّه عدة للقاء اللَّه » نقش بسته بود . حضرت فرمود : اين انگشترى جدّم أبى عبداللَّه بن حسين بن على ( ع ) است . »