تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
منادى اى از سوى پروردگار عزتمند از درون عرش ندا داد و گفت : اى امت ستمكارى كه پس از پيامبرتان سرگردان شديد ، خداوند شما را به درك هيچ عيد قربان و فطرى موفق مگرداند . گويد : آنگاه ابا عبداللَّه گفت : به خدا سوگند ، ناگزير آنان موفق نشدند و موفق نخواهند شد ، تا آنكه خونخواه حسين ( ع ) قيام كند . » « 1 » خوارزمى گويد : در اين هنگام گرد و غبار شديدى در آسمان بلند شد ، به گونه‌اى كه مردم فكر كردند بر آنها عذاب نازل شده است . مدتى را به اين حال سپرى كردند و سپس گرد و غبار بر طرف شد . « 2 » ابن مغازلى از رسول خدا ( ص ) نقل كرده است كه فرمود : قاتل حسين ( ع ) در تابوتى از آتش است و نيمى از عذاب دوزخيان از آن اوست . دست و پايش با زنجيرى آهنين بسته است و او را به رو در آتش مىاندازند تا آنكه در ته جهنم قرار مىگيرد . او چنان بدبو است كه ديگر دوزخيان از بوى بدش به پروردگار عزوجلّ پناه مىبرند . او در آنجا جاودانه مىماند و عذاب دردناك را مىچشد . هرچه پوستشان برويد پوستى ديگر جايگزينش مىكنيم ، تا آنكه عذابى دردناك بچشد . آن آتش ساعتى از آنان كاسته نخواهد شد و از آب جوشان جهنم به آنان مىنوشانند . واى بر آنان از عذاب خداى عزوجل . « 3 »

غارت امام ( ع ) پس از شهادت

سيد بن طاووس گويد : « آنگاه براى غارت حسين ( ع ) آمدند . پيراهنش را اسحاق بن حويه حضرمى برداشت و چون آن را پوشيد ، به پيسى مبتلا شد و همه موهاى بدنش ريخت ! . . .
هامش
( 1 ) - أمالى ، صدوق ، ص 142 ، مجلس 31 ، حديث شماره 5 ؛ الكافى ، ج 4 ، ص 170 ، حديث شماره 3 . ( 2 ) - مقتل الحسين ( ع ) ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 42 . ( 3 ) - ر . ك : مناقب على بن ابى طالب ، ابن مغازلى ، ص 66 - 67 ، شماره 95 و ص 403 ، شماره 95 در حاشيه ص 67 گويد : خطيب خوارزمى در مقتل الحسين ( ع ) ، ج 2 ، ص 83 ، آن را نقل كرده است ؛ قندوزى ، ينابيع الموده ، ص 261 ؛ حضرمى در رشفة الصادى ، ص 60 به نقل از روض الاخبار ، شبلنجى ، نورالابصار ، ص 127 ؛ علامه سخاوى ، المقاصد الحسنه ، ص 302 ؛ ابن صبّان ، اسعاف الراغبين ، ص 186 .