تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
از عمر سعد مىپرسد : آيا قصد دارى با اين مرد بجنگى ؟ و اين موضوع از صحت داستانى كه براى پيوستن حر به امام ( ع ) در اين دو كتاب نقل شده است مىكاهد ! منابع تاريخى حاكى از آن است كه حرّ نخستين كسى بود كه گام به ميدان جهاد نهاد و همو بود كه به امام ( ع ) عرض كرد : « اى فرزند رسول خدا من نخستين كسى بودم كه عليه شما برخاستم ، از اين رو بر من لازم است كه نخستين كسى باشم كه در حضور شما به شهادت مىرسد ! باشد كه من نخستين كسى باشم كه فرداى قيامت با جدّت رسول خدا ( ص ) مصافحه مىكند ! » « 1 » صاحب تسلية المجالس در خصوص اين معنا مىگويد : « مقصود حرّ از اين سخن اين بود كه مىخواست نخستين مبارز باشد ، و گرنه شمار بسيارى در حملهء نخست به شهادت رسيدند ؛ چنان كه گفته شده است : او نخستين كسى بود كه به مبارزه آن قوم رفت . . . « 2 » شيخ صدوق درباره حرّ مىگويد : « او هجده تن از مردان دشمن را كشت » . « 3 » خوارزمى مىگويد : « او چهل سوار و پياده را از دشمن كشت » . « 4 » ابن شهر آشوب نوشته است كه او چهل و چند مرد را كشت . سيد بن طاووس گويد : « تا آنكه شمارى از شجاعان و پهلوانان را كشت » . « 5 » در هنگام شهادت حرّ ، ياران امام حسين ( ع ) او را نزد آن حضرت بردند . در حالى كه حرّ رمقى در بدن داشت ، امام ( ع ) گرد و خاك را از صورتش پاك مىكرد و مىگفت : « تو آزاده‌اى همانطور كه مادرت تو را آزاده نام نهاد ! تو در دنيا و آخرت آزاده هستى ! »
هامش
( 1 ) - ر . ك : مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 13 ؛ الفتوح ، ج 5 ، ص 185 ؛ اللهوف ، ص 160 ؛ تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 282 ؛ بحار ، ج 45 ، ص 13 . ( 2 ) - تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 180 ؛ سيدبن طاووس نيز در اللهوف مىنويسد : مقصود وى نخستين كشته از حالا ، و گرنه شمار زيادى ، چنان كه نقل شده است ، پيش از وى كشته شده بودند . . . ( 3 ) - امالى ، صدوق ، 136 ، مجلس 30 ، حديث شماره يك . ( 4 ) - مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 13 . ( 5 ) - اللهوف ، ص 160 ، نيز دراين كتاب آمده است : « سپس به شهادت رسيد و او را نزد حسين بردند و آن حضرت گرد و خاك از چهره‌اش پاك مىكرد و مىگفت . . . »