در اين باره پا در ميانى كردند ؛ و او سر حبيب را داد . حصين سر را آويزان كرد و در ميان لشكر جولان داد ؛ و سپس آن را باز گرداند . چون به كوفه بازگشتد ، آن ديگرى سر را گرفت و نزد ابن زياد در قصر برد . » « 1 »
ابن شهر آشوب نقل كرده است كه حبيب بن مظاهر 62 تن را كشت ؛ و قاتل وى كه سرش را به گردن اسب آويخت ، حصين بن نمير بود .
نقل شده است كه كشته شدن حبيب بر امام حسين ( ع ) گران آمد و در اين هنگام فرمود :
« من و ياران با وفايم فداى حق مىشويم و پاداشمان را از خداوند مىگيريم » . « 2 »
در برخى مقاتل آمده است كه امام ( ع ) فرمود : خداوند تو را مبارك گرداند . اى حبيب ! تو مردى با فضيلت بودى و قرآن را در يك شب ختم مىكردى . « 3 »
شهادت حرّ بن يزيد رياحى
طبرى - و به تبعيت او گروهى از مورخان نوشتهاند كه شهادت حبيب بن مظاهر اسدى بر امام حسين گران آمد و فرمود : « من و همه ياران با وفايم فداى حق مىشويم و پاداشمان را از خداوند مىگيريم » . در اين هنگام حرّبن يزيد رياحى پياده به پيكار برخاست و به دشمن حمله كرد و اين رجز را مىخواند :
تصميم گرفتهام كه تا نكشم كشته نشوم ؛ و امروز هرگز كشته نخواهم شد ، مگر در حال پيشروى .
آنان را با شمشير مىزنم ، با ضربتى مانند ساتور ، بى آنكه سستى كنم و كوتاهى بورزم !
رجز ديگرى كه حر در آن روز مىخواند اين بود :
هامش
( 1 ) - در مورد ماجراى سر حبيب و قصاص قاتلش به دست فرزند حبيب ، ذيل شرح حال حبيب بن مظاهر ، مطالبى را بيان كرديم . به آنجا مراجعه كنيد .
( 2 ) - ر . ك : تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 327 و الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 292 .
( 3 ) - نفس المهموم ، ص 272 .