تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
خوارج ( فرقهء محكّمه ) بودند . آنان با عمر سعد به جنگ حسين ( ع ) آمدند . پس از آنكه ياران امام ( ع ) كشته شدند و او مىفرمود : « آيا ياورى نيست كه ما را يارى دهد ؟ » و زنان و كودكان با شنيدن آن آه و فرياد سر دادند ، سعد و برادرش ابوالحتوف اين نداى حسينى و فرياد زنان و كودكان را شنيدند و به امام حسين ( ع ) پيوستند و در ركابش جنگيدند تا كشته شدند . « 1 » اگر بپذيريم كه خوارج به دلخواه خودشان با ابن زياد به جنگ حسين ( ع ) آمده بودند ، چنان كه شيخ قرشى نيز بر همين باور است و مىگويد : از ميان عناصرى كه در جنگ امام شركت جستند ، خوارج بودند . آنان بيشترين كينه را نسبت به خاندان پيامبر ( ص ) داشتند چرا كه اميرالمؤمنين على ( ع ) ، آنان را در جنگ نهروان تار و مار كرد ؛ و آنها براى گرفتن انتقام آن جنگ براى قتل خاندان پاك وى از يكديگر پيشى مىجستند . « 2 » در اين صورت بدون شك آنها از كسانى بودند كه براى كشتن امام ( ع ) گرد آمدند و با اين كار به خدا تقرب مىجستند ؛ و در شمارهء گروه اول قرار مىگيرند . اما محقق شوشترى سخن مامقانى را دربارهء خارجى بودن سعد بن حارث عجلانى و برادرش ابوالحتوف رد مىكند و مىنويسد : « . . . وانگهى همراه آمدن يكى از خوارج با پسر سعد بعيد است ؛ چرا كه خوارج ، ستمكاران را در جنگ با كفار يارى نمىدادند ، تا چه رسد در جنگ با حسين ( ع ) ، از اين گذشته چگونه كسى كه « لا حكم الّا للَّه » ( حكم تنها براى خداست ) مىگويد و مىداند كه حسين ( ع ) مانند پدرش حكم به كتاب خدا را مانند پدرش قبول دارد ، او را يارى مىكند ؟ » « 3 » اگر ما اين رأى را بپذيريم ، تنها مىتوانيم بگوييم كه شايد حضور خوارج در سپاه ابن زياد براى جنگ با امام حسين ( ع ) از روى اكراه بوده است و بنابراين در صنف ناراضيان كه بحثشان مىآيد قرار مىگيرند .
هامش
( 1 ) - براى مثال ر . ك : ابصار العين ، ص 159 ؛ وسيلة الدارين ، ص 149 ، شماره 61 ؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 12 ، شمارهء 4666 ؛ مستدركات علم رجال الحديث ، ج 4 ، ص 27 ؛ شمارهء 6107 . ( 2 ) - حياة الامام الحسين بن على ( ع ) ، ج 3 ، ص 158 . ( 3 ) - ر . ك : قاموس الرجال ، ج 5 ، ص 28 ، شمارهء 3147 .