يا امير المؤمنين چون به آنان رسيدى چه خواهى كرد ؟
حضرت فرمود : آنان را به سوى خداوند و فرمانبردارى او فرا مىخوانم ، و اگر نپذيرفتند با آنان مىجنگم .
ابو سلامه - در بخشى از سخنش - گفت : در اين صورت بر دعوت كننده خداوند چيره نخواهد گشت .
ابن حجر گويد : او در كربلا نزد امام حسين ( ع ) آمد و همراهش كشته شد . « 1 » صاحب حدائق و سروى نوشتهاند : او در حمله نخست ، همراه كسان ديگر از اصحاب امام ( ع ) كشته شد . « 2 »
بلاذرى گويد : عمار بن ابى سلامه دالانى تلاش كرد كه عبيداللَّه زياد را در لشكرش در نخيله بكشد ولى موفق نشد ، آنگاه مخفى شد و سپس به حسين پيوست و همراهش كشته شد . « 3 »
در راه كربلا عمار به يكى از پاسگاههاى بزرگ ابن زياد برخورد كرد .
مرحوم مقرم به نقل از كتاب الاكليل همدانى گويد : عبيداللَّه بن زياد زجر بن قيس جعفى را در رأس پانصد سوار درپاسگاهى گمارد و به او فرمان داد كه بر پل صرات بايستد و كسانى را كه از كوفه به سوى حسين مىروند باز دارد . چون عامر بن ابى سلامة بن عبداللَّه بن عرار دالانى بر او گذشت گفت : مىدانم قصد كجا دارى ، باز گرد !
عامر به او و يارانش حمله كرد و آنان را شكست داد و رفت ؛ و هيچ كس از آنان اميد نداشتند كه بتوانند به وى نزديك شوند . او به كربلا رسيد و به حسين ( ع ) پيوست تا آنكه همراهش كشته شد . او در جنگهاى امير مؤمنان على بن ابى طالب ( ع ) نيز شركت جسته بود . « 4 »
هامش
( 1 )
- الأصابه ، ج 3 ، ص 112 ، شمارهء 6463 .
( 2 ) - ابصار العين ، ص 133 - 134 ، ر . ك : وسيلة الدارين ، ص 172 ، شماره 106 .
( 3 ) - انساب الاشراف ، ج 2 ، 388 .
( 4 ) - مقتل الحسين ، مقرم ، ص 199 ، ملاحظه مىشود كه در اين منبع در نام و نام برخى اجداد ، با آنچه سماوى نوشته تفاوتى ديده مىشود .