فرمود : برو به سوى بهتر از دنيا و آنچه در آن است ، به سوى جهان فنا ناپذير !
حنظله گفت : سلام بر تو اى ابا عبداللَّه ، درود خدا بر تو و بر خاندانت باد ؛ و خداوند ما و شما را در بهشت خويش يك جا گرد آورد !
امام حسين ( ع ) فرمود : آمين ! آمين !
آنگاه ، شمشير كشيده به سوى مردم رفت و شجاعانه پيشروى مىكرد و شمشير مىزد ، تا آنكه يكباره به او حمله كردند و او را در ميدان نبرد كشتند .
خداى از او خشنود باد . « 1 »
زنجانى گويد : ابو مخنف گفته است : . . . هنگام فرود آمدن حسين ( ع ) در كربلا حنظلة بن اسعد شبامى سوى وى آمد . امام حسين ( ع ) در روزهاى قبل از جنگ نامههايش را به وسيلهء او براى عمر سعد فرستاد . چون روز دهم شد و همه ياران حسين كشته شدند و جز سويد بن عمرو بن مطاع خثعمى و بشر بن عمرو حضرمى باقى نمانده بودند به حضور حضرت رسيد و سر و سينهاش را سپر تير و نيزه و شمشيرها قرار داد . او اجازه ميدان گرفت و در همان حال فرياد مىزد . . . « 2 »
در زيارت ناحيه مقدسه بر وى چنين درود فرستاده شده است : سلام بر حنظلة بن اسعد شبامى . « 3 »
23 - سيف بن حرث بن سريع بن جابر همدانى جابرى ( رض )
24 - مالك بن عبداللَّه بن سريع بن جابر همدانى جابرى ( رض )
سماوى گويد : بنو جابر تيرهاى از همدان هستند . سيف و مالك جابرى پسر عمو و برادر مادرى بودند . آنان همراه غلامشان شبيب نزد حسين ( ع ) آمدند و به سپاه او پيوستند .
هامش
( 1 ) - ابصار العين ، ص 130 - 131 .
( 2 ) - وسيلة الدارين ، ص 134 - 135 ، شماره 40 .
( 3 ) - بحار الانوار ، ج 45 ، ص 73 ؛ و ج 101 ، ص 273 .