گفتم : اين كيست ؟ گفتند : ابو عمره حنظلى .
سر انجام عامر بن نهشل يكى از بنى اللات بن ثعلبه به او حمله كرد و سرش را بريد .
گويد : زياد مردى شب زندهدار بود . « 1 »
29 - سوار بن منعم بن حابس بن ابى عمير بن نهم همدانى نهمى ( رض )
سماوى گويد : سوار از كسانى بود كه در روزهاى قبل از جنگ نزد امام حسين ( ع ) آمد و در حمله نخست جنگيد و مجروح شد و بر زمين افتاد . در الحدائق الورديه آمده است :
سوار جنگيد و چون بر زمين افتاد او را اسير كرده نزد عمر سعد بردند . وى خواست كه او را بكشد ولى خويشاوندانش درباره او شفاعت كردند ؛ او با همان حال جراحت نزد آنان ماند و پس از شش ماه از دنيا رفت .
برخى مورخان گفتهاند : او در اسارت ماند تا آنكه در گذشت . خويشاوندانش درباره قتلش از او شفاعت كردند . در زيارت قائميات آمده است :
سلام بر زخمى اسير شده ، سوار بن ابى عمير نهمى ؛ « 2 » كه مىتوان اين عبارت را به اسارت وى در وهله نخست حمل كرد . « 3 »
30 - عمرو بن عبداللَّه جندعى
سماوى گويد : بنى جندع تيرهاى از همدان است . عمرو جندعى از كسانى است كه قبل از شروع جنگ نزد امام حسين ( ع ) آمد و با او ماند .
در الحدائق آمده است : او همراه حسين ( ع ) جنگيد و پيكرش بر اثر جراحات پاره پاره شد و بر زمين افتاد . او از ناحيه سر زخم برداشت و خويشاوندانش او را بردند . او در اثر
هامش
( 1 ) - ابصار العين ، ص 134 - 135 ، ور . ك : وسيلة الدارين ، ص 145 ، شماره 55 . نيز در اين كتاب آمده است : پدرش عريب از صحابه بود . گروهى از او در طبقات و تراجم ياد كردهاند ؛ مانند عزالدين جزرى در اسد الغابه . ابن عبدالبر در الاستيعاب ، عسقلانى در الاصابه ؛ چنان كه گفتيم ، مامقانى نوشته است كه وى اهل تقوا بود و شبها را تا بامداد بيدار مىماند و در كربلا حضور داشت . . . مامقانى در تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 45 مىنويسد : او در كربلا حضور يافت و سخت جنگيد تا آنكه در حضور امام حسين ( ع ) به شهادت رسيد . . .
( 2 ) - ر . ك : بحار الانوار ، ج 101 ، ص 273 ؛ و ج 45 ، ص 73 .
( 3 ) - ابصار العين ، ص 35 - 36 ؛ ور . ك : وسيلة الدارين ، ص 153 ، شماره 70 .