گويند : آن دو چون در روز دهم حسين ( ع ) را در آن حال ديدند ، با چشم گريان نزد حضرت آمدند . امام ( ع ) به آنان فرمود : اى پسران برادر چرا مىگرييد ؟ به خدا سوگند من اميدوارم كه ساعتى بعد چشمانتان روشن باشد !
گفتند : خداوند ما را فدايتان كند ! نه به خدا سوگند ، ما براى خودمان نمىگرييم بلكه گريه ما براى تو است . مىبينيم كه شما را محاصره كردهاند و بيش از جانمان چيزى براى دفاع از شما نداريم !
امام حسين ( ع ) فرمود : اى برادر زادگانم ، خداوند شما را به خاطر اين شوق كمك به من ، نيكوترين پاداش پارسايان را عنايت كند !
ابو مخنف گويد : آن دو در اين حال بودند كه حنظلة بن اسعد پيش رفت و مردم را موعظه مىكرد . او موعظه كرد و جنگيد و كشته شد - چنان كه گذشت - . سپس آن دو در حالى كه به سوى دشمن پيش مىتاختند ، رو به حسين ( ع ) كردند و گفتند : درود بر تو اى فرزند رسول خدا !
امام حسين ( ع ) مىفرمود : و سلام و رحمت و بركات خداوند بر شما دو تن باد !
سپس هر دو به جنگ پرداختند و از يكديگر پشتيبانى كردند تا آنكه كشته شدند « 1 » « 2 »
در زيارت ناحيه مقدسه بر آن دو چنين درود فرستاده شده است :
سلام بر شبيب بن حارث بن سريع ، سلام بر مالك بن عبداللَّه بن سريع . « 3 »
25 - شبيب غلام حرث بن سريع همدانى جابرى
سماوى گويد : شبيب قهرمانى دلير بود و همراه سيف و مالك ، پسران سريع آمد .
ابن شهر آشوب گويد : او همراه كسانى از اصحاب حسين ( ع ) ، كه در حمله نخست كشته شدند ، به شهادت رسيد ؛ و اين پيش از ظهر روز دهم بود . « 4 »
هامش
( 1 ) - در وسيلة الدارين ، ص 154 ، شماره 72 و 73 آمده است : يكى از آنها ديگرى را از پشت حمايت مىكرد چرا كه دشمن به خيمهگاه نزديك بود ؛ و آن دو صداى ناله و گريه زنان و كودكان را مىشنيدند . آن دو پيكار كردند تا آنكه يك جا به شهادت رسيدند .
( 2 ) - ابصار العين ، ص 132 - 133 .
( 3 ) - بحار الانوار ، ج 101 ، ص 273 .
( 4 ) - ابصار العين ، ص 133 .