هنگامى كه عباس بن على با پيشنهادى كه عمر سعد به وى كرده بود نزد حسين آمد ، حضرت گفت : نزد آنان باز گرد ، اگر توانستى تا بامدادان كار آنان را عقب بينداز و امشب را از ما بازشان بدار ! شايد امشب را براى پروردگارمان نماز بگزاريم و به درگاهش دعا و استغفار كنيم : خدايم مىداند كه من نماز براى او و تلاوت كتابش و دعا و استغفار فراوان را دوست دارم . « 1 »
طبرى از امام سجاد نقل مىكند كه فرمود : پيكى از سوى عمر سعد نزد ما آمد و در جايى كه صدايش شنيده شود ايستاد و گفت : ما تا فردا به شما مهلت مىدهيم . اگر تسليم شديد شما را نزد اميرمان عبيداللَّه بن زياد مىفرستيم و اگر سرباز زديد شما را رها نمىكنيم . « 2 »
ابن اعثم كوفى مىگويد ! . . . عمر سعد گفت : امروز را به آنان مهلت مىدهيم . آنگاه مردى از يارانش فرياد زد : اى شيعيان حسين بن على ! امروز را به شما مهلت مىدهيم : اگر تسليم شديد و به فرمان امير در آمديد شما را نزد او مىفرستيم و اگر نپذيرفتيد با شما مبارزه مىكنيم . آنگاه دو گروه از يكديگر جدا شدند . « 3 »
اگر حادثه عاشورا در شب روى مىداد !
در روايت طبرى ديديم كه راوى در باره سبب مهلت خواستن امام حسين ( ع ) تا بامداد روز دهم گفت : مقصود حسين ( ع ) از اين كار آن بود كه آن شب آنان را باز دارد تا فرمانهاى لازم را صادر و به خانوادهاش وصيت كند . « 4 »
هامش
( 1 ) - تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 315 - 317 ؛ و ر . ك : الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 284 - 285 ؛ انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 392 - 393 ؛ الارشاد ، ص 257 - 258 ؛ الفتوح ، ج 5 ، ص 175 - 179 و به نقل از آن مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 253 - 254 ، با اختلاف و اضافات .
( 2 ) - همان ، ص 317 ؛ در الارشاد ، ص 258 آمده است : « عباس نزد دشمن رفت و همراه پيكى از سوى عمر سعد بازگرديد . . . »
( 3 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 179 ؛ ور . ك : مقتل الحسين ( ع ) ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 354 - 355 ، با اختلاف .
( 4 ) - همچنين بلاذرى در انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 392 مىگويد : او مىخواست كه به خانوادهاش وصيت كند و فرمانهاى لازم را صادر نمايد .