زهير بن قين
زهير بن قين بن قيس انمارى بجلى از مردان بزرگ قبيلهاش بود . ميان آنان در كوفه سكونت داشت . او مردى شجاع بود . جايگاه بلند و فداكارىهاى جنگى او مشهور است .
در سال شصت همراه خانوادهاش حجّ گزارده و در راه بازگشت با حسين ( ع ) برخورد كرد . . . « 1 »
پس به آن حضرت پيوست و با او همراه شد تا آن كه در كربلا در ركابش به شهادت رسيد .
در زيارت ناحيه بر وى چنين درود فرستاده شده است :
« سلام بر زهير بن قين بجلى كه پس از آن كه امام حسين ( ع ) به او اجازهء بازگشت داد گفت : به خدا سوگند ، هرگز چنين نخواهد شد . آيا فرزند رسول خدا اسير دست دشمنان باشد و من خود را نجات بدهم ؟ خداوند چنين روزى را به من نشان ندهد . » « 2 »
موضعگيرىهاى زهير بن قين از هنگام پيوستن به كاروان حسينى تا شهادت در ركاب آن حضرت چنان عالى است كه تاريخ پيوسته آن را يادآور مىشود و نسلها آن را مىخوانند و در برابر اين شخصيت والاى اسلامى سر تعظيم فرود مىآورند . در اينجا به چند مورد زير اشاره مىشود :
هنگامى كه كاروان حسينى به ذاحسم رسيد امام ( ع ) براى يارانش خطبهاى خواند و طى آن فرمود : « اما بعد ، براى ما وضعيتى پيش آمد كه شما مىبينيد . . . » آنگاه زهير برخاست و خطاب به يارانش گفت : آيا شما سخن مىگوييد يا من سخن بگويم ؟ گفتند : شما سخن بگوى .
او پس از حمد و ثناى الهى گفت : « بر هدايت خداوند باشيد ، اى فرزند رسول خدا ، گفتارتان را شنيديم . به خدا سوگند اگر دنيا براى ما سراى باقى باشد و ما درآن جاودانى باشيم ، جز اين كه با كمك و يارى تو از آن جدا گرديم ، قيام با تورا بر اقامت در دنيا ترجيح مىدهيم . آنگاه حسين ( ع ) برايش دعاى خير كرد . » « 3 »
هامش
( 1 )
- ر . ك : ابصار العين ، ص 161 .
( 2 ) - معجم رجال الحديث ، ج 7 ، ص 295 ، شمارهء 4750 .
( 3 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 307 ، ابصارالعين ، ص 162 .