به ويژه اين كه وى رواياتى در دعا ، آثار دوستى اهلبيت ، امامت و اخبار قائم و غيره را از آن حضرت نقل كرده است كه حاكى از اعتقاد وى به محبت اهلبيت مىباشد .
آيا او در جدا شدن از امام ( ع ) و يارى نكردن آن حضرت عذرى داشته است ؟ ما با تتبع قاصرمان ، در اين باره چيزى نمىدانيم و مورّخان و رجاليّون نيز در اين باره خاموشاند !
فرزدق . . . بار ديگر
بلاذرى به نقل از زبير بن خرّيت گويد : از فرزدق شنيدم كه گفت : با حسين ( ع ) كه آهنگ كوفه داشت ، در ذات عرق ديدار كردم . او به من فرمود : به نظر تو اهل كوفه چه خواهند كرد ؟ من مجموعهاى از نامههاشان را به همراه دارم . گفت : مرو كه رهايت مىكنند .
تو نزد مردمى مىروى كه دلهاشان با تو است ولى دستهاشان بر ضد تو است . ولى او از من نپذيرفت ! » « 1 »
پيش از اين دربارهء محل دقيق ديدار امام با فرزدق بحث كرديم . پذيرفتنىترين و قوىترين نظريه اين است كه فرزدق در بستان بنى عامر واقع در نزديكىهاى مكّه و اوايل سرزمين حرم ، با امام ( ع ) ديدار كرد . زيرا لازم است كه اين ديدار در روز ترويه - روز خروج امام ( ع ) از مكّه - و بسيار نزديك شهر بوده باشد ، تا فرزدق بتواند مراسم حج را به دقت به جا آورد .
آيا امام ( ع ) در ذات عرق با عون بن عبداللّه بن جعده ديدار كرد ؟
بلاذرى گويد : « گويند : عون بن عبداللّه بن جعفر بن جعده در ذات عرق با حسين ( ع ) ديدار كرد و نامه پدرش را كه در آن خواستار بازگشت امام ( ع ) بود ، به ايشان تسليم كرد ؛ و خطراتى را كه در پيش راه دارد يادآور شد . ولى امام نپسنديد ! » « 2 »
از اين روايت چنين بر مىآيد كه عون در مكّه بود و رفت تا در ذات عرق به امام ( ع ) رسيد ؛ و پدرش در اين هنگام در مكّه به سر مىبرد . گويا راوى به خطا نام عون بن عبداللّه بن جعده را به جاى نام عون بن عبداللّه بن جعفر نوشته است ! به اين دلايل :
هامش
( 1 ) - انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 377 ؛ تاريخ ابن عساكر ، ترجمة الامام الحسين ( ع ) ، ص 303 ، شمارهء 261 .
( 2 ) - أنساب الاشراف ، ج 3 ، ص 377 .