تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
شده است . آرى البته به درجات والاى آن حضرت نمىرسد ؛ و ما در فوائد مقدمه به اين موضوع پرداخته‌ايم » « 1 »

گفتار مامقانى در فايده بيست و ششم

خوب است كه در اينجا گفتار مامقانى در فايده بيست و ششم را مورد مطالعه قرار دهيم . او مىنويسد : « آنگاه كه حُسن وضعيت شخص يا عدالت و وثاقتش ثابت شد ، نمىتوان به [ حسن سابقه و پيشينهء ] زندگى او در روزگار واقعه كربلا و خوددارى از حضور براى يارى سيد مظلومان عليه السلام خدشه وارد ساخت . به حكم اينكه عدم حضور ، فعل مجمل است و حمل بر فساد عمل نمىشود ، مگر آنكه جهت فساد در آن محرز گردد . سبب حمل بر صحت در اينجا واضح و پيدا است . زيرا اگر شخص كوفى بوده است ، [ مىدانيم ] كه ابن زياد 450 تن از شيعيان و دوستداران [ اهل بيت ] را زندانى كرد تا نتوانند در يارى حسين شركت جويند ! و شايد ابوسعيد نيز در ميان آنها بوده است . او همچنين راه را بست تا كسى به كربلا نرسد ! حاضران در كربلا نيز دو دسته بودند : يك دسته با خود آن حضرت بودند و دسته ديگر با لشكر عمر سعد آمدند و چون به كربلا رسيدند به حسين عليه السلام پيوستند . شايد كسانى كه نپيوستند ، به امكان چنين نيرنگ خوبى ، يعنى بيرون آمدن به عنوان لشكر ابن‌سعد و پيوستن به حسين در كربلا ، پى نبرده بودند . اگر شخص از اهل كوفه نبوده است ، علاوه بر مراقبت از راه‌ها ، قضيه طولى نكشيد و ابن زياد فرصت نداد كه خبر به آنان برسد . در آن روزگار وسايل انتقال اخبار مثل پست و تلفن فراهم نبود و مراقبت راه‌ها موجب تأخير رسيدن اخبار مىگشت . از اين رو بيشتر مردم پس از وقوع واقعه خبردار شدند . بنابر اين پس از احراز وثاقت يا حُسن حال كسى ، عدم شركت موجب انتقاد از او نمىتواند باشد . مگر آنكه آگاهى او به وضعيت و قدرتش بر حضور و خوددارى از اين كار به اثبات برسد . چنان كه روشن است .
هامش
( 1 ) - تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 11 .