اين نهى از قيام و خروج و دعوت به بيعت يزيد و وارد شدن در آنچه مردم وارد شدهاند ، موضع ثابت ابنعمر در ديدارهاى سه گانه با امام حسين از آغاز نهضت مبارك آن حضرت بود .
در دوران مكى قيام حسينى ، تاريخ درباره موضع ابنعمر ، بجز ديدگاهها و مشورتهايى كه در ديدار سهجانبهاش « 1 » با امام حسين و ابن عباس ابراز داشت چيزى نقل نشده است .
ما اين گفت و گو را هنگام بحث درباره تحرك ابنعباس ، با تكيه بر متن گفت و گوى ميان امام عليه السلام و ابنعباس ، نقل كرديم و در اينجا آن را با تكيه بر گفت و گوى ميان امام و عبدالله بن عمر نقل مىكنيم .
در تاريخ آمده است : حسين عليه السلام ، باقيماندهء ماه شعبان و ماههاى رمضان ، شوال و ذىقعده را در مكه ماند . در آن روز ، عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر در مكه بودند .
آنان كه قصد بازگشت به مدينه را داشتند نزد حضرت شرفياب گشتند .
ابن عمر گفت : اباعبدالله ، خدايت رحمت كند . از خدايى كه بازگشت تو به سوى او است پروا كن ! تو نسبت به دشمنى و ستم اين خاندان بر خودتان آگاهى . مردم ، اين مرد - يزيد بن معاويه - را به حكومت برگزيدهاند . من ايمن نيستم از اينكه مردم به خاطر اين زرد و سفيدها [ زر و سيم ] به او بگروند و تو را بكشند و شمار بسيارى در راه تو ، به هلاكت برسند . من از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود : « حسين كشته مىشود ، چنانچه او را بكشند و از او دست بكشند و يارىاش ندهند ، خداوند نيز تا روز قيامت آنان را رها خواهد كرد » . من به شما پيشنهاد مىكنم كه شما نيز همانند مردم با او صلح كنيد و همانند دوران معاويه شكيبايى بورزيد ؛ باشد كه خداوند ميان شما و قوم ستمگر قضاوت كند !
هامش
( 1 ) - تاريخ از هنگام خوددارى امام عليه السلام از بيعت با يزيد ، سه ديدار را براى عبدالله عمر با آن حضرت نقل كرده است : ديدار نخست در ابواء ، ميان مكه و مدينه ، ميان ابن عمر و ابن عباس ( يا ابن عياش ) از يك سو و ميان ابنزبير و امام عليه السلام از سوى ديگر بود ( ر . ك . تاريخ ابن عساكر ، ترجمة الامام الحسين ، تحقيق محمودى ، ص 200 ، شماره 254 ) . در بخش نخست اين پژوهش گذشت كه اين ديدار واقع نشد ، زيرا امام و پسر زبير در راه مدينه - مكه با يكديگر ديدار نكردند . ديدار دوم در مكه و ديدار سوم پس از خروج امام عليه السلام از مكه صورت گرفت . ( ر . ك . تاريخ ابنعساكر ، ص 192 - 193 ، شماره 246 ) .