تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
رسول خدا صلى الله عليه و آله ، غايب مشو ؛ و براى اين كسانى كه عاقبتى ندارند ، بر خود حجّت و راهى قرار مده ، اگر دوست دارى كه بيعت نكنى ، آزادى تا در اين باره بينديشى ، شايد هم يزيد بن معاويه مدتى اندك زنده باشد و خداوند از كار او تو را كفايت كند ! حسين عليه السلام فرمود : اف بر اين سخن ، تا آنگاه كه آسمان و زمين به پا است ! اى عبدالله ! به حقِ خداوند از تو مىپرسم ! آيا من در نظر تو در اين كار خويش بر خطايم ؟ اگر از نظر تو من بر خطا هستم ، مرا بازگردان كه من تسليم ، فرمانبردار و مطيع هستم ! ابن عمر گفت : نه به خدا سوگند ، خدا نكند كه پسر دختر پيامبر صلى الله عليه و آله در خطا باشد با وجود پاكيزه‌اى چون تو با اين نزديكى به رسول خدا صلى الله عليه و آله ، كسى چون يزيد بن معاويه چه جايى براى خلافت دارد ؟ اما من بيم آن دارم كه بر اين سيماى زيبا شمشير بكشند و از اين امت حركتى را ببينى كه دوست نمىدارى . با ما به مدينه بازگرد و اگر دوست ندارى كه بيعت كنى ، هرگز بيعت مكن و در خانه‌اى بنشين ! حسين عليه السلام فرمود : « هيهات اى پسر عمر ! اين مردم مرا رها نمىكنند ، چه بر من دست بيابند چه دست نيابند . آنان مرا دنبال مىكنند تا به زور از من بيعت بگيرند يا آنكه مرا بكشند . اى عبدالله ، آيا نمىدانى از نشانه‌هاى پستى دنيا نزد خداوند اين است كه سر يحيى بن زكريا عليه السلام را نزد بدكاره‌اى از بدكاره‌هاى بنىاسرائيل آوردند و آن سر بر ضدشان احتجاج مىكرد ؟ اى اباعبدالرحمن ، آيا نمىدانى كه بنىاسرائيل از بامداد تا شام هفتاد پيامبر را مىكشتند و سپس همه در بازارهاشان مىنشستند و خريد و فروش مىكردند ، گويى كه هيچ كارى انجام نداده‌اند ، و خداوند در عذابشان شتاب نورزيد ؟ » سرانجام آنان را مؤاخذه كرد ، مؤاخذهء عزتمندى مقتدر ! اباعبدالرحمن ، از خدا بترس و دست از يارى من برمدار و مرا در نماز خويش ياد كن ! اى پسر عمر ، اگر خروج با من برايت دشوار است و بر تو گران مىآيد ، بيشترين تقصير را دارى ، ولى پس از نمازت دعاى براى مرا ترك مكن . از اين مردم كناره بگير و در بيعت با آنان شتاب مكن ، تا آنكه بدانى كارها به كجا مىانجامد ! سپس امام عليه السلام رو به ابن عباس رضى الله عنه كرد و بر او درود فرستاد و اجازه فرمود كه به مدينه برود و سفارش كرد كه اخبار آنجا را به وى گزارش دهد ؛ و عنوان كرد تا هنگامى كه