فرمود : « اگر در طف ( كربلا ) كشته شوم نزد من محبوبتر از آن است كه در حرم كشته گردم ! » و فرمود : « اى پسر زبير ، چنانچه در ساحل فرات دفن شوم نزد من محبوبتر از آن است كه در آستانه كعبه دفن گردم ! » شايد مراد امام از اين سخنان ، اين بود كه مىخواست با ابنزبير و ديگر كسانى كه گفت و گوى ميان آنها را مىشنيدند ، اتمام حجت كند كه براى يارى و جهاد در ركاب وى ، رهسپار عراق گردند .
5 - از جمله چيزهايى كه - بر آنها كه اندك آگاهى بر تاريخ نهضت حسينى دارند - پوشيده نيست ، اين است كه نصايح و پيشنهادهاى متناقض پسر زبير - هر چند كه امام عليه السلام با كمال ادب و احترام به آنها گوش فرا مىداد - هيچ گونه تأثيرى بر آن حضرت ، كه نسبت به حقيقت دشمنى قلبى پسر زبير نسبت به آل محمد و دروغ بودن دوستى و خيرخواهى وى نسبت به آنان آگاه بود ، نگذاشت . از اينرو ديدگاه پسر زبير هيچ گونه تأثيرى ، كم يا زياد ، بر روند حوادث نهضت حسينى نداشته است .
اينجاست كه خوانندهء دقيق ، از سستى سخن ابن ابىالحديد كه مىگويد : « حسين بر اساس عمل به پيشنهاد خائنانه پسر زبير به عراق رفت » بسيار شگفت زده مىشود .
ابن ابى الحديد مىنويسد : « حسين عليه السلام در مكه دربارهء خروج از آن شهر با عبداللهزبير مشورت كرد ؛ و به گمان اينكه عبدالله خيرخواه او هست رهسپار عراق گشت . عبدالله به امام خيانت كرد و گفت : در مكه نمان زيرا در اين شهر كسى نيست كه با تو بيعت كند . ولى به عراق برو ؛ زيرا هرگاه كه تو را ببينند هيچ كدامشان به تو پشت نخواهد كرد . در نتيجه حسين عليه السلام به عراق رفت تا آنكه كارش همان شد كه ديديم ! » « 1 »
سخيفتر از سخن ابن ابىالحديد ، گفته محمد الغزالى در دفاع از پسر زبير و بعيد شمردن اينكه او براى راحت شدن از دست امام به حضرت پيشنهاد رفتن به عراق را داده باشد ، است . وى مىگويد : « عبدالله زبير پارساتر و ديندارتر از آن است كه به اين فرومايگى تن داده باشد ! » . « 2 »
هامش
( 1 ) - شرح نهجالبلاغه ، ابن ابىالحديد ، ج 16 ، ص 102 .
( 2 ) - حياة الامام الحسين بن على عليه السلام ، ج 2 ، ص 311 .