فرمود : چون از تو جدا شدم ، رسول خدا صلى الله عليه و آله در خواب نزد من آمد و گفت : يا حسين ، برون رو كه خداوند مىخواهد تو را كشته بيند !
ابن حنفيه گفت : انا للّه وانا اليه راجعون ، پس چرا زنان و كودكان را به همراه مىبرى در حالى كه با چنين شرايطى بيرون مىروى ! ؟
فرمود : پيامبر به من فرمود : خداوند مىخواهد كه آنان را اسير بيند !
آنگاه بر محمد درود فرستاد و رفت . » « 1 »
اشاره
در پايان فصل نخست زير عنوان « چرا امام عليه السلام زنان و كودكان را به همراه برد ؟ » گوشههايى از حكمت گفتار امام عليه السلام به نقل از رسول خدا صلى الله عليه و آله ، « خداوند مىخواهد كه تو را كشته ببيند ! » و « خداوند مىخواهد كه آنان را اسير ببيند » ، را بيان كرديم و دوست داريم كه در اينجا به موارد زير نيز اشاره كنيم :
1 - از جمله ابعاد بيم امام عليه السلام از كشته شدن ناگهانى [ ترور ] به وسيلهء حكومت بنىاميه در مكه مكرمه - علاوه بر همه مواردى كه در اين كتاب بدانها اشاره شد - روايت منقول از رسول خداست كه در آن قرشى كشته در مكه را مورد نكوهش قرار مىدهد . يعنى همان كشتهاى كه حرمت خانه خدا به وسيله او شكسته و مباح مىگردد ، و وزن گناهان اين مرد از گناه زمينيان بيشتر است و عذاب او به اندازه نصف عذاب دنيا است . « 2 » روشن است كه چنانچه حكومت بنىاميه مىتوانست امام حسين عليه السلام را در مكه بكشد ، اين روايت را بر آن حضرت تطبيق مىكرد و براى برانگيختن نفرت مردم نسبت به امام عليه السلام ، از آن استفاده تبليغاتى مىكرد .
( 2 ) 2 - امام عليه السلام ، در جملهء : « چون از تو جدا شدم رسول خدا صلى الله عليه و آله نزد من آمد » ، نوع اين آمدن را روشن نكرده است . آيا در خواب بوده است يا در بيدارى ، گرچه نتيجه يكى است . زيرا ديدن امام در خواب همانند ديدنش در بيدارى است ؛ و اين اختصاص به
هامش
( 1 ) - اللهوف ، ص 127 .
( 2 ) - ر . ك . سير اعلام النبلاء ، ج 2 ، ص 377 ؛ قاموس الرجال ، ج 6 ، ص 354 .