تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧

موضعگيرى محمد حنفيه

محمد حنفيه « 1 » در موضعگيرى نسبت به قيام امام حسين در دو محور اساسى زير با عبدالله بن عباس مشترك است . 1 - تأييد قيام امام عليه السلام . 2 - اعتراض نسبت به رفتن امام عليه السلام به كوفه ؛ و ترجيح يمن به عنوان پايگاه صدور انقلاب حسينى به ديگر سرزمين‌هاى اسلامى .
هامش
( 1 ) - محمد بن على بن ابىطالب ؛ كنيه‌اش ابوالقاسم و به لقب مادرش ، خولهء حنفيه ، به ابن حنفيه شهرت دارد . گفته شده است كه خوله از اسيران يمامه بود - كه به دليل دوستى نسبت به على بن ابىطالب ، به بهانه خوددارى از پرداخت زكات به اسارت درآمد - و چون قصد فروش وى كردند نزد على عليه السلام رفت و حضرت او را به همسرى برگزيد . ( ر . ك . تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 114 ؛ الخرايج والجرايح ، ج 2 ، ص 589 ؛ قاموس الرجال ، ج 9 ، ص 246 ؛ بحار ، ج 42 ، ص 84 ، شماره 14 ؛ و ر . ك . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 243 ) . به قولى ديگر وى كنيزى از قبيلهء بنىحنيفه بود و نه از اهل خود قبيله ( ر . ك . المعارف ، ص 211 ) . اميرالمؤمنين على عليه السلام ، محمد را به كام جنگ‌هاى خويش مىافكند ، در حالى كه به حسنين عليهما السلام چنين اجازه‌اى را نمىداد و مىفرمود : او فرزند من است و اين دو فرزندان رسول خداىاند . محمد بن حنفيه در سال هشتاد يا 81 ( ر . ك . تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 111 - 112 ) يا طبق آنچه در كمال الدين و تمام النعمه ( ج 1 ، ص 36 ) آمده است در سال 84 بدرود حيات گفت . شايان توجه اينكه - تا آنجا كه ما جست و جو كرده‌ايم - در جايى ديده نشده است كه على عليه السلام فرزندش محمد را ، حنفيه لقب داده باشد ؛ چنان كه امام حسين عليه السلام نيز جز در دوجا از او به اين لقب ياد نكرده است : يكم - در وصيتش به او كه در آن آمده است : « به برادرش مشهور به ابن حنفيه » ( الفتوح ، ج 5 ، ص 23 و بحار ، ج 44 ، ص 329 ) و دوم - در يادآورى حادثه‌اى كه محمد نيز در آن حضور داشت ، آنجا كه مىگويد : « و برادرم محمد بن حنفيه » ( بحار ، ج 62 ، ص 193 ) ؛ لقب حنفيه بر زبان سلمان فارسى نيز جارى شده است ( بحار ، ج 27 ، ص 33 ) ، ولى اين لقب بيش از همه بر زبان اصحاب و شيعه جارى است . بلى ، در ميان ائمه عليهم السلام ، بيش‌ترين كسانى كه اين لقب را به كار برده‌اند ، امام صادق و امام باقر عليهما السلام هستند . شايد سرّ اين كه محمد را از روزگار اميرالمؤمنين عليه السلام به اين لقب خواندند ، تا آنكه در دوران امام حسين عليه السلام بدان شهرت كامل يافت ، اين بود كه اهل بيت عصمت عليهم السلام مىدانستند كه گروهى در آيندهء نه چندان دور مدعى مهدويت و غيبت ابن‌حنفيه خواهند شد و خواهند گفت كه او همان مهدى موعود است ، به ويژه آنكه نام او محمد و لقب او آن طور كه رسول خدا صلى الله عليه و آله ناميده ابوالقاسم است ؛ از اين رو تأكيد آنان ( به ويژه امام باقر و امام صادق كه اين ادعا به روزگارشان نزديك بود ) ، براى رفع اين شبهه تأكيد داشتند كه مهدى از فرزندان فاطمه عليها السلام است - چنان كه ثابت و مشهور در روايات منقول از پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت نيز چنين است - و اين محمد گرچه با مهدى عليه السلام در نام مشترك است از فرزندان فاطمه عليها السلام نيست .