تبديل به خون شد بدان كه حسين كشته شده است ؛ و من اينك آن شيشه را ديدم كه تبديل به خون شده مىجوشد !
سپس امسلمه از آن خون برگرفت و بر چهرهاش ماليد و آن روز را روز ماتم و نوحهسرايى بر حسين قرار داد . پس از آن كاروانيان آمدند و خبر دادند كه حسين در آن روز كشته شده است . « 1 »
اينكه ابنعباس مىگويد : « من بيرون آمدم و راهنمايم مرا به خانه امسلمه برد » . نشان مىدهد كه به احتمال زياد چشم او كمسو و يا نابينا بوده است . آن راهنما هم خودش را راهنمايى مىكرده است و نه مركبش را ؛ چرا كه مسافت نزديك بود و او با گوش خود صداى ناله و شيون خانه امسلمه را شنيد و تشخيص داد كه صدا از خانه اوست .
از آنچه گفته شد يقين مىكنيم كه ابنعباس در اواخر سال شصتم هجرى - وبالطبع روزهاى حضور امام عليه السلام در مكه از كمسويى و يا نابينايى چشم رنج مىبرده است ؛ و همين امر موجب گشته بود كه نتواند به امام حسين عليه السلام بپيوندد و در ركابش جهاد كند . او معذور بود و به همين سبب از او براى پيوستن به خود دعوت نكرد و اجازه داد كه به مدينه بازگرددو اخبار دستگاه بنىاميه را به او گزارش دهد و فرمود : اى پسر عباس ، تو پسر عموى پدر منى ، و از آن هنگام كه تو را شناختهام ، پيوسته به نيكى امر مىكنى . تو با پدرم همراه بودى و پيشنهادهاى هدايتگرانه مىدادى ، او پيوسته از تو طلب خيرخواهى مىكرد و با تو به مشورت مىپرداخت و تو نيز نظر درست را به او پيشنهاد مىدادى ، در پناه خداوند به مدينه باز گرد و چيزى از اخبارت را از من پوشيده مدار . « 2 »
مسعودى در مروج الذهب آورده است : « [ ابنعباس ] به سبب گريه بر على ، حسن و حسين ، بينايىاش را از دست داده بود » . اين سخن به يقين ما خدشهاى وارد نمىسازد .
چرا كه ضرورتاً از اين روايت بر نمىآيد كه او پس از شهادت امام حسين عليه السلام نابينا شده
هامش
( 1 ) - امالى طوسى ، ص 314 - 315 ، مجلس 11 ، حديث 640 / 87 .
( 2 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 27 ؛ مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 281 .