حضرت بپيوندد و يارىاش دهد - چيزى كه نابينايى و زمينگيرى و معذور بودنش را از جهاد تأييد مىكند - ، بلكه اعلام آمادگى او براى جهاد و جانفشانى در حضور امام ، ناظر بر اعلام وجوب يارى و دفاع از امام حتى در صورت داشتن عذر ، بوده است .
5 - آن طور كه از يكى از بخشهاى اين گفت و گو استفاده مىشود ، امام عليه السلام به ابنعباس اجازه داد كه در پناه خداوند در مدينه بماند و به كاروانش نپيوندد . آنجا كه فرمود : « در پناه حمايت خداوند به مدينه برو و هيچ خبرى از خود را از من پنهان مكن » .
6 - امام عليه السلام - در دوران نخست اقامتش در مكه - به ابنعباس خبر داد كه بنىاميه قصد كشتن و ريختن خون او را دارند . شايد مقصود امام از اين خبر اين بود كه از نقشه حكومت مركزى براى قتل وى در مدينه يا مكه خبر دهد ، يا اينكه مىخواستاز اين حقيقت كه « چنانچه بيعت نكند كشته مىشود » خبر دهد ، و به اين وسيله نادرستى گفتار كسانى چون ابن عمر را خاطرنشان سازد كه مىگفتند چنانچه دست از قيام بردارد و صبر پيشه كند ، حتى اگر بيعت هم نكند خطرى تهديدش نخواهد كرد .
7 - با توجه به آگاهى امام عليه السلام بر اين كه چنانچه بيعت نكند كشته مىشود و با توجه به پافشارى بر اين كه حرمت حرم با ريختن خون او شكسته نشود ، مىتوان مفهوم سخن آن حضرت در پايان اين گفت و گو با ابنعباس را دريافت كه فرمود : « من در اين حرم اقامت مىگزينم و تا هنگامى كه مردمش مرا دوست بدارند و يارىام كنند در آن مىمانم و هرگاه كه رهايم كردند نزد ديگران خواهم رفت . . . » با توجه به اين كه اين گفت و گو در اوايل دوران مكّى انجام شد ، مقصود امام عليه السلام اين بود كه به ابنعباس اطمينان دهد دوران اقامت وى در مكه كوتاه نخواهد بود و مدت زيادى در آنجا مىماند . و امام عليه السلام ماندن خود را در شهر به دوستى و يارى مردم مشروط ساخته بود . اين در حالى بود كه مىدانست در ميان مكيان جز شمارى اندك ، دوستدار اهل بيت نيستند « 1 » و در مكّه پايگاهى مردمى كه در برابر حكومت اموى او را حمايت و يارى كند وجود ندارد .
هامش
( 1 )
- امام سجاد عليه السلام فرمود : « در مكه و مدينه بيست تن دوستدار نداريم . . . » ( كتاب الغارات ، ص 393 ؛ شرحنهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 4 ، ص 104 ) .