تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
امروز حجرات خالى و آتش خاموش است و ديگر شعله از ستون‌ها سر نمىكشد و آتش‌گاه متروك و ضميمهء يكى از كارخانجات نفت شده است . چگونه ممكن بود باكو را ترك گفت و به آن قسمت از آن كه به علت خاك نفت‌آلود يا به سبب محيط دودى كه آن را در ميان گرفته يا به هر دو علت به شهر سياه موسوم شده سرى نزد ؟ در موقع عبور از كوچه‌هاى باكو بايد حواس خود را خيلى جمع كرد تا در منجلاب نفتى كه از لوله‌هاى فراوان بيرون مىزند نيفتاد چه اين لوله‌ها را كه نفت به توسط آنها از قسمت بالاخانه به شهر سياه مركز كارخانجات مىرود در روى زمين كار گذاشته‌اند . اين كارخانجات با اين كه همه داراى يك قسم ماشين آلات هستند محصولشان برابر نيست زيرا كه به غير از نفت كه محصول اصلى مايع استخراج شده است بعضى از كارخانجات از باقيمانده كه مازوت باشد فقط روغن‌هاى مخصوص چرب كردن ماشين‌ها را بيرون مىآورند و بعضى ديگر علاوه بر اين روغن‌ها بنزين و وازلين و كروزن نيز از آن مىكشند . ميزان محصول نفت خام درصد جزء سى تا سى و سه جزء نفت معمولى و بيست تا بيست و دو جزء روغن‌هاى ماشين است . در اطراف باكو تقريبا در همه جهت چاه نفت وجود دارد ولى از همه مهم‌تر اول چاه‌هاى بالاخانه است كه عمق آنها از 40 متر نمىگذرد بعد چاه‌هاى بىبىآباد كه تا 300 متر عمق دارد . بعضى اوقات در موقع حفر چاه وقتى كه به معدن مىرسند نفت چنان با قوت فوران مىكند كه آلات حفر چاه را به خارج پرتاب مىكند و فواره‌اى از آن بيرون مىجهد كه تا چند متر ارتفاع دارد ، اين قسم چاه را « چشمهء جهنده » مىخوانند . در اين صورت فورا نفت را در مجرايى مىاندازند و از آنجا آن را به مخزنى مىبرند بعد به تصفيه خانه مىفرستند ولى در اكثر موارد نفت به قوت خود از چاه خارج نمىشود ، در اين صورت بايد آن را از داخل چاه به وسيلهء سطل‌هاى مخصوص كه لولهء استوانه‌اى شكل بزرگى هستند و گنجايش آنها قريب به دويست ليتر است بيرون كشيد .