تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
جامع سلطان احمد و مناره‌هاى كثير مساجد كه به آسمان سركشيده‌اند رسيديم . اين دورنماى فراموش نشدنى كمى بعد از آن كه از گوشه سراى دور شديم از نظر ما ناپديد گشت تا آن كه از مقابل هفت برجه كه سابقا سلاطين عثمانى سفرا را در مواقع اعلان جنگ در آنجا مىپذيرفتند و قريهء ايااستفانو و منزل محقرى كه در ميان باغى است و در آنجا معاهدهء اخير بين روس و عثمانى بسته شده گذشتيم . شب فرا رسيد و تمام اين تپه‌هاى خرم را در تاريكى فرو برد و كشتى به وسط درياى مرمره داخل گرديد . ساعت هفت صبح روز 27 داخل داردانل شديم و دو نفر مأمور صحيه را كه از واك همراه ما شده بودند كشتى در عمارت مجزايى پياده كرد و بدون اين كه توقفى ديگر كند راه خود را دنبال نمود و در حدود ساعت نه از دهانهء تنگ مرمره داخل درياى اژه گرديد ، از جلوى مصب نهر اسكاماندر گذشتيم و مزارعى را كه از قرار معلوم شهر قديم « تروا » در آنجا واقع بوده از دور ديديم ، باران مىباريد و دريا طوفانى بود . در وسط روز 27 در حالى كه بارانى شديد فرو مىريخت و دريا تلاطم داشت تخته‌سنگ‌هاى خشك و خالى جزيرهء سيتر « 1 » در زير امواج دريا در مقابل چشم ما پديدار گرديد و من يقين كردم كه وضع آن در موقعى كه معبد ونوس خداوند حسن و جمال در آنجا داير بوده به كلى غير از اين بوده است . شب هوا آرام و صاف شد و روز 29 كه از درياى يونى مىگذشتيم آفتاب و دريا ساكت بود . از باب مسين « 2 » گذشتيم و قبل از آن غروب آفتاب را در پس قلهء اتنا « 3 » كه بخارات دورادور آن حلقه زده و آن را به تاجى شبيه كرده بودند تماشا نموده بوديم . روز 30 از وسط مديترانه گذشتيم ، آسمان صاف و دريا آرام بود و مسافرين كه عدهء آنها چندان زياد نبود در عرشهء كشتى جمع آمده و از چنين روز خوشى لذت مىبردند . روز اول جمادى الاول مقارن ظهر سواحل فرانسه را به چشم ديديم و ساعت شش بندر مارسى نمودار گرديد . ما را به عزم قرنطينه روانهء فريول « 4 » كردند تا به ما جواز صحت بدهند ، ما هم ناچار لب و لفچه آويزان بىچون و چرا به آن‌جا رفتيم اما بعد از بيست و چهار ساعت وقتى كه شنيديم آزاد شده‌ايم از شادى در پوست خود نمىگنجيديم .
هامش
( 1 ) .Cythere( 2 ) .Messine( 3 ) .Etna( 4 ) .Frioul