كشتىهاى شركت قفقاز و مركور « 1 » قدم گذاشتم و ساعت هشت شب به طرف باكو حركت كرديم و در اين حال انزلى از دور در چشم ما حكم سرابى زيبا را داشت .
4 و 5 نوامبر - 13 و 14 ربيع الثانى
دريا كاملا آرام است و منزل اول ما آستار است كه تقريبا در سرحد قرار گرفته بعد لنكران است كه بايد آن را « نيس » سواحل بحر خزر دانست ، در طرف چپ آن كوههايى است مستور از جنگل كه زيبايى آنها به حد كمال است ، وقتى كه آفتاب بر آنها مىتابد درههاى كوه به شكل خطوط كج محوى كه با يكديگر متساوى نيستند نمودار مىشوند و موقعى كه آفتاب غروب مىكند همه به يك رنگ متحد درمىآيند و از آن ميان خط الرأس آنها در وسط آسمان سرخ فام مغرب يا كمال وضوح آشكار مىشود .
قلهء سولان با اين كه خيلى دور تر است از عقب آنها سركشيده و به علت ارتفاع زياد خود كه 4820 متر است بر تمام كوههاى اين سلسله سرآمد محسوب مىشود .
لنكران كه بين كوه و دريا اتفاق افتاده موقعى بسيار خوب دارد و مردم آن بدون آنكه محتاج باشند سفرى دور و دراز كنند در هر فصل از لذايذ آن متنعماند به اين معنى كه زمستانها را در ساحل دريا به سر مىبرند و تابستانها را در پناه يكى از درههاى پر سايهء كوههاى مجاور .
خانههاى اينجا در ميان باغات مخفى است چنان كه از كشتى فقط خانههاى لب آب را كه همه شكلى مستدير دارند و برجى روبهروى آنها نمايان است مىتوان ديد .
بعد از آن كه به ملتقاى دو رودخانهء كورا و ارس رسيديم كشتى كرنيلف پشت كوه ساحلى را پيمود كه پست و هموار و يكنواخت بود و مدتى طول كشيد تا در نيم ساعت بعد از ظهر روز 14 ربيع الثانى در ميان گردوغبارى آميخته به بوى كارخانجات تصفيهء نفت به باكو نزديك شديم ، تا مدتى تشخيص خانههاى دودزدهء شهر از زمين لم يزرع اطراف ممكن نمىشود فقط وقتى كه به بندر نزديك شديم آنها را از يكديگر تميز داديم .
پياده شدن ما به بندر در ساعت دو بعد از ظهر صورت گرفت .
هامش
( 1 ) .Mercure et Caucase