تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
مخصوصا وقتى كه عده همراهان به اين زيادى باشد . با تمام احوال با قدرى مراقبت بيشترى كه شد منزل‌ها را يكىيكى سر موعد طى كرديم و با حداقل گرفتارى راه خود را پيموديم . ساعت هفت صبح بارها بار و سواران سوار شدند ، من هم سوار شدم و به راه افتاديم . از يك عده اسب خسته كه پنج ماه است رنگ اصطبل را نديده‌اند نبايد متوقع بود كه خوب راهپيمايى كنند به خصوص كه ما ديروز دو منزل را يكى كرده‌ايم . معذلك وضع راه رفتن آنها بد نبود و خدا كند كه با اين كيفيات سخت تا آخر منزل به همين حال بمانند . اندكى بعد از ساعت ده به ينگىامام رسيديم و در حدود ساعت يك از آنجا حركت كرديم و ظاهر اين است كه در اين ساعت آفتاب زياد مزاحم ما نخواهد بود . در جلوى ما طرف دست چپ دشتى بىپايان ممتد است و طرف راست چند رديف كوه واقع شده كه نزديك‌ترين آنها به رنگ‌هايى ساده است شبيه به رنگ كفش‌هاى كهنهء مفرغى . راه مسافرين معمولا از ميان دشت مىگذرد و راه كوهستانى اگر چه سخت‌تر است ليكن اين مزيت را دارد كه انسان به مناظر تازه و مختلف برمىخورد و راه به نظر او كمتر دراز مىآيد در صورتى كه دشت بر خلاف به علت مناظر يكنواخت و افق بىكران خسته كننده و در پاره‌اى موارد جانكاه و فريب دهنده است مثلا انسان مقصد خود را همان وقت كه به قصد آن حركت مىكند به چشم مىبيند و هر لحظه تصور مىكند كه تا آنجا فاصله‌اى ندارد اما هيچ چيز از اين سخت‌تر و جانكاه‌تر نيست كه انسان ساعت‌هاى دراز راه بيايد و باز هنوز به آن نرسيده باشد چنان كه ما از مدت‌ها پيش قشلاق را به چشم مىديديم ولى وقتى كه به آنجا رسيديم آفتاب در شرف غروب بود .

28 اكتبر - 6 ربيع الثانى

قصد من اين است كه در قزوين توقف نكنم زيرا كه مىترسم نوكرانم پس از آن‌كه بخواهم از آنجا حركت نمايم از همراهى من ابا كنند و چون تصور مىكنم كه طى منزل امروز بعد از ظهر سخت باشد از حوالى ساعت شش به راه افتاديم .
سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 293 | عباس إقبال آشتياني / فووريه