فصل هفتم مراجعت به فرانسه ، گيلان از رشت به بندر مارسى
اوضاع مسافربرى از طهران به گيلان به علت شيوع وبايى كه از شمال و جنوب يعنى از راه دريا و خشكى در اين ولايت راه يافته بود به كلى بىترتيب شده است .
از اين گذشته ناامنى راهها به آن درجه رسيده است كه همين اواخر در دو ساعتى طهران راهزنان پست اروپا را زده كيسههاى پستى را گشوده و بعد از برداشتن اشياء قيمتى نامهها را دور ريخته و رفتهاند .
به همين نظر من تصميم گرفتم كه با اسبهاى خود و شش استر از چهارده استرى كه در سفر فراهان شاه به اختيار من گذاشته بود و قسمتى از باروبنه و چادر و مبلغى سورسات حركت كنم .
به علاوه اعليحضرت چهار نفر سوار مسلح به من داده بود و با اين معامله خواسته بود كه لطف خود را در هر مورد كه پيش آيد نسبت به طبيب مخصوص خود ابراز دارد .
خلاصه من با يك قافله تمام عينا مثل اين كه مىخواهم از بيابانى بگذرم از طهران خارج شدم .
26 اكتبر 1892 - 4 ربيع الثانى
در روز 4 ربيع الثانى ساعت هشت صبح با اين قافله به عزم فرانسه از طهران حركت كردم و علت ديرى حركت هزار و يك نقص بود كه در كار عزيمت داشتيم به خصوص كه