تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
مىگردد ، به همين شكل هم عمل كرديم ولى كاملا موفق نگرديديم . قدرى عقب‌تر از اردو در آن طرف رودخانه دستور دادم سه چادر زدند و در نزديكى آنها دستگاهى شامل دواخانه و چند پرستار ترتيب دادم و يكى از اطباى جوان را كه تازه از مدرسه طب طهران بيرون آمده و زيرك و عاشق كار بود يعنى ميرزا محمود پسر ميرزا كاظم معلم را به سرپرستى آنجا گذاشتم « 1 » و چون تمام كاركنان اين دستگاه مسلمان بودند خيال مىكردم ديگر هيچ كس براى مراجعه به آن دستگاه و قبول معالجات اعضاى آن اكراهى نداشته باشد . اما خيال من باطل بود و احدى نخواست كه به آنجا مراجعه كند و نمىدانم چه شيطنت و ملعنتى از طرف من در تهيه اين دستگاه در خاطر خود راه داده بودند . باز جاى شكرش باقى است كه مرا متهم نساختند كه اين كار را از ترس و با كرده‌ام . ناچار از اين وسيله بسيار خوب كه براى جلوگيرى از و با تهيه شده بود صرف‌نظر كردم و سعيم اين شد كه اردو را به هر نحو باشد در كمال نظافت نگاه دارم ، مواد ضد عفونى به مقدار وافر در همه جا بپاشم و مواظب باشم كه لباس كسانى را كه به و با مرده‌اند بسوزانند و چادرهايى را كه در زير آنها مرده‌اند بردارند . انصافا امين السلطان نهايت جهد را در تسهيل وسايل كار من صرف كرد و اقتدار او در اين قضيه كم‌وبيش مؤثر افتاد . در اين ارتفاع 1500 مترى يعنى در ميان كوه‌هاى بلند كه اقامتگاه حاليه ماست كم‌كم سختى سرما محسوس گرديد به همين جهت به مراجعت به سلطنت‌آباد مصمم شديم و به آنجا برگشتيم . در بين راه برفى ما را گرفت و كوه‌هاى پشت سر ما را سفيد كرد . و با در همه جا در حال برافتادن است ولى در طهران از روز 27 محرم تا غره صفر روزى نزديك به 800 نفر را كشته و اين مقدار تلفات اگر در نظر داشته باشيم كه جمعيت طهران در تابستان نصف مىشود بسيار زياد است و اين تلفات هم بيشتر به فقرا كه وسيله فرار نداشتند و به علت تنگدستى بيشتر در معرض حمله مرض قرار مىگرفتند وارد شده .
هامش
( 1 ) - غرض از اين شخص آقاى دكتر محمود خان محلاتى شيمى است فرزند مرحوم ميرزا كاظم شيواى محلاتى معلم شيمى مدرسهء دار الفنون كه مؤلف در ضمن وصف اين مدرسه سابقا ذكرى به تجليل از آن مرحوم كرده است . ( مترجم )