معاونت و آجودانى او به آن سمت روانه گرديد .
7 نوامبر - 4 ربيع الثانى
امين السلطان به عادت هر ساله براى زيارت و فاتحهخوانى بر سر قبر مادرش عازم قم شد و قبل از عزيمت در مزار حضرت عبد العظيم مدت طويلى با شاه خلوت داشت .
گذشته از حوادثى كه در جريان است صدر اعظم خاطر شاه را از مشكلاتى كه جديدا بين ايران و عثمانى حادث شده مسبوق نمود .
در سرحد كرمانشاه قسمتى از اراضى سرحدى است كه اين دو دولت هر دو بر آن ادعا دارند و هر كدام كه آنجا را تصرف كنند ديگرى آن را غصب جلوه مىدهد و به اعتراض مىآيد . به تازگى عثمانىها اين قسمت را به تصرف آوردهاند و مردم ايران به قدرى از اين بابت عصبانيند كه تقاضاى محو تصرف كنندگان را دارند .
ما بين ايرانىها و عثمانىها همين حال وجود داشته . بروز كوچكترين حادثه چنان دو طرف را برآشفته مىكرده و آن را بزرگ و مهم جلوه مىدادهاند كه براى شروع به جنگ علت ديگرى لازم نبوده است اما خوشبختانه طمأنينه و كندى كه در كار رجال سياسى مشرق زمين موجود است و همه وقت از اين پيش آمد جلوگيرى مىكرده و مرور زمان خاطرها را تسكين مىداده و اختلاف را بر طرف مىنموده است .
12 نوامبر - 9 ربيع الثانى
شاه براى دفع ملالت خاطر به على شاه عوض كه چهار ساعتى طهران و در طرف چپ جادهء قزوين است به قصد شكار عازم شد .
ما به قول مردم ايران يا به تغيير كتاب الف ليله سه شب در آنجا مانديم . ظاهرا ايرانىها چون عمر را همان ساعات خوشى مىدانند و شبها را به آن مخصوص مىشمارند بيان گذشت زمان را به اين شكل تعبير مىكنند و تا حدى حق هم با ايشان است چه روز وقف كار و زحمت و درك حقايقى غمانگيز است در صورتى كه شب به راحتى و عيشونوش و خواب و خيال مىگذرد .
به هر حال من باز هم به عادت سابق ايام را به روز مىشمارم و مىگويم كه در