تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
على شاه عوض سه روز ما با كمال خوشى به شكار گذشت . شاه هم به نظر من اين ايام را بد نگذرانده و با اين كه چيز مهمى شكار نكرده باز بر سر كيف و شوق است و به همين حال بسيار در دنبال آهوبره به اين طرف و آن طرف گرديد ولى چون اين نوع مرغ در اين ايام به نواحى جنوبى مهاجرت كرده‌اند چيزى به دست نياورد اما من بىسروصدا تنها با سگم از شاه دور شدم و به طرف گودال‌ها و كنار نهرها رفتم . به صداى تير تفنگ من اعليحضرت پيش آمد و من مرغابىهايى را كه زده بودم تقديم كردم شاه اظهار امتنان كرد و بعد از آن كه خوب آنها را ورانداز نمود به يكى از پيشخدمتان داد و گفت ببر بده آقادايى و بگو آنها را براى نهار من بپزد . على شاه عوض از بركت آب فراوان كه به كار آبيارى مىرود دهكده‌اى آباد و داراى مزارع پرحاصل است و يكى از مهم‌ترين محصول اين نواحى انگور است كه به پايتخت مىبرند . اين انگورها را از رزهايى به دست مىآوردند كه سرشاخه‌هاى آنها را هر بهار براى آن كه حاصل بدهد مىچينند . روز 12 ربيع الثانى به طهران برگشتيم ، راه‌ها به علت باران و طوفان شديد شب گذشته خراب و گل بود .

16 نوامبر - 13 ربيع الثانى

امروز شاه از مشاهدهء قراضه‌هاى طلا كه روى فرش ريخته بود ملتفت شد كه چند قطعه از جواهرات تخت طاووس را كنده‌اند من هيچ‌وقت وى را به اين خشم نديده بودم . حال خوددارى از او رفته بود به سرعت چند قدم برمىداشت و بلندبلند ناسزا مىگفت بعد ناگهان مىايستاد و چشمان خود را كه كاملا گشوده بود با حال غضب و تهديد به نقطه‌اى مىدوخت . با اين وضع مسلم است كه اگر مقصر به دست افتد مورد بخشايش ملوكانه قرار نخواهد گرفت . ساعت يك اعليحضرت بايد سفير جديد انگليس سرلاسل « 1 » را كه پريروز به جاى سر درومند ولف « 2 » آمده است به حضور بپذيرد . دولت انگليس بلا شبهه فهميده است كه به نفوذ او كه به دست صدر اعظم ايران
هامش
( 1 ) .Sir Lascelles( 2 ) .Sir Drumond Wolf