تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
از اين تختگاه تا دامنهء تپه‌ها مخصوصا در جهت شمال شرقى در همه‌جا جز خرابه و سنگ‌پاره و آجر شكسته كه همان كاوش كنندگان از زمين بيرون آورده‌اند چيزى ديگر به چشم نمىآيد . قدرى بالاتر يعنى خارج از منطقهء منازل آثارى است كه ظاهرا به قبرستان آبادى كه خود نيز اكنون به زير خاك رفته تعلق داشته است . از آثارى كه در بعضى نقاط اين محل مشرف بر آثار ديگر ديده مىشود مىتوان حدس زد كه آن متعلق به قصر رييس يا بزرگ آبادى بوده . در چند نقطه از اين محل حفارى كرده‌اند و من در آن نقاط به بعضى قطعات استخوان برخوردم ولى آن استخوان‌ها به قدرى كوچك بود كه نتوانستم از مشاهدهء آنها به استنباط مطلبى برسم . همراه اين استخوان‌ها خرده شيشه‌هايى شفاف و كوزه شكسته و قطعاتى از ظروف بىلعاب يا لعابدار كبود و سبز و زرد و سفيد به دست مىآيد ولى لعاب اين ظروف آن تلألويى را كه در ظروف سفالين عهد قديم مىبينيم ندارد . قطعات شيشه و كوزه و ظروف باقيماندهء ظروفى است كه به گنجايش‌هاى مختلف بوده‌اند و مردمى كه آنها را از زير خاك بيرون آورده‌اند به تصور آن كه در درون آنها دفينه با گنجينه‌اى باشد آنها را شكسته‌اند . چون شكست ظروف مزبور تازه است ناچار بايستى اين عمل زشت كار همين ايام نزديك به ما باشد . من از دامنهء پر از سنگ تپه‌ها بالا رفتم تا از قلهء آنها بهتر بتوانم آثار ديوار حصارها را تحت نظر بياورم . وقتى كه به انتهاى شمالى اين محل رسيدم به پى محكم برجى مربع شكل برخوردم كه از 2 تا 3 متر ارتفاع داشت . بالاى اين برج فرو ريخته و در آن مسدود و دورادور آن از سنگ و خاك پر شده و به همين علت داخل شدن در آن ممكن نيست . با اين ملاحظات به نظر من ترديدى نيست كه محل عمارت آپامه كه گوبينو به آن اشاره كرده در اينجا بوده نه در سرخه‌حصار .

18 اكتبر - 14 ربيع الاول

شب گذشته گرفتار طوفان سهمگينى بوديم ، در تمام مدت شب فراش‌ها به كار محكم كردن ميخ چادرها مشغول بودند و صداى تق‌تق ايشان شنيده مىشود . با تمام اين
سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 212 | عباس إقبال آشتياني / فووريه